معاصى موفق مىدارد و اين يك لطف خاص است زايد بر الطاف عامه الهيه از قبيل عقل و انبيا و ائمه عليهم السّلام و در دعاى معروف مىخوانيم : « اللهم ارزقنا توفيق الطاعة و بعد المعصية » .
وجوب لطف
ترديدى در حسن و شايسته بودن لطف به معناى مذكور نيست ، ولى سخن در وجوب و ضرورت آن است . در رابطه با وجوب لطف ميان دانشمندان اسلامى اختلاف است و دو نظريه مطرح است :
1 . مشهور دانشمندان عامه مىگويند : لطف بر خداوند واجب نيست و ترك آن تالى فاسدى ندارد .
2 . مشهور دانشمندان خاصه مىگويند : به مقتضاى حكمت و عدل الهى لطف بر خدا واجب است و براى اثبات وجوب دو دليل اقامه مىكنند :
دليل اول : لطف محصل غرض مولا است ( صغرى ) و هر چيزى كه محصل غرض باشد بر مولا فرض و لازم است ( كبرى ) پس لطف بر خداوند واجب است ( نتيجه ) .
بيان صغرى : از طرفى خواست الهى بر اين است كه بندگان دستورات او را اجرا كنند و از طرفى هم خدا مىداند كه هرگاه يك نوع ملاطفت و تلطف پدرانهاى با آنها نداشته باشد مثلا ارسال رسل نكند ، انزال كتب نكند ، نامهها به سويشان نفرستد و . . . آنها فرامين حق را اجرا نخواهند كرد و از سوى ديگر انجام اين امور ، يعنى ارسال رسل و . . . هم براى خداوند مشقتى ندارد با اين محاسبات اگر خداى حكيم چنين ملاطفتى نداشته باشد نقض غرض كرده و به هدف اصلى خلل وارد ساخته است ، پس لطف محصل غرض است .
بيان كبرى : چون اگر لازم نباشد نقض غرض شده و نقض غرض قبيح است و از مولاى حكيم محال است .
مثال عرفى : جناب عالى دوست داريد كه آقاى زيد امروز نهار به منزل شما بيايد و از غذاهاى شما تناول كند ، ولى مىدانيد كه زيد انسانى است كه تا نامهاى به سويش