ضد خدا گام بردارد قدم او را بشكند و تا خواست دست به گناهى ببالايد دست او را بخشكاند و تا چشمى خواست به نامحرم بنگرد او را كور سازد و . . . و چنين امرى بر خلاف حكمت الهى از تكاليف در اين دنياست كه همان آزمايش و تكامل باشد و از سراسر آيات و روايات به خوبى مستفاد است كه خدا چنين تكليفى نفرموده است .
3 . بندگان را مكلف فرموده و به دنبال آن آنها را به سوى اعمال صالحه ترغيب كرده و وعدهء بهشت دهد كه اگر با اختيار فلان طاعت را بهجا آورديد به نعمت بهشت مىرسيد و از اعمال طالحه بر حذر دارد و وعدهء جهنم دهد بدون اينكه به سرحد جبر و اضطرار برسد .
نكته : مواردى كه عقل خود حسن و قبح فعلى را ادراك مىكند در آنجا ارسال رسل لطف است و به قول اصوليين : « الواجبات الشرعية الطاف فى الواجبات العقلية » . ولى مواردى كه عقل ادراكى ندارد از قبيل وجوب صلوة و صوم با اين كيفيات و هيئات مخصوصه در اينجاها ارسال رسل لطف نبوده ، بلكه شرط تمكن مكلف است و تا نباشد تكليفى نيست .
الطاف عام و خاص الهى
الطاف خداوندى دو دسته مىشوند :
1 . لطف عام خدا : يعنى لطفى كه شامل حال همگان و براى عموم ناس است چه مشرك و بتپرست و چه مؤمن و موحد و خداپرست نظير ارسال رسل و انزال كتب و وعده و وعيد و . . .
2 . لطف خاص الهى : كه مخصوص گروه خاصى است و آن عبارت است از توفيق انجام واجبات و ترك محرمات كه در اثر لياقت و آمادگى خود انسان خداوند به وى توفيق چنين امرى را مىدهد با حفظ اين تقسيم جناب علّامه مىفرمايد : گاهى لطف مىگوييم به امرى كه محصل طاعت است ؛ يعنى اگر اين لطف آمد بنده طاعت را اختيار مىكند و واجب را انجام داده و حرام را ترك مىكند و اين نامش توفيق است يعنى خداست كه توفيق انجام طاعات را به ما مىدهد و خداست كه ما را بر ترك