تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨

معناى لطف

لطف در لغت عرب به معناى ملاطفت ، يعنى ملايمت و رفق و مدارا آمده است و اما در اصطلاح اهل كلام عبارت است از : « اللطف هو ما يكون المكلف معه اقرب إلى فعل الطاعة و ابعد عن فعل المعصية و لم يكن له حظ في التمكين و لم يبلغ حد الالجاء » ؛ يعنى لطف عبارت است از امورى كه توسط آنها مكلف به انجام طاعات نزديك‌تر و از انجام معاصى دور تر مىگردد با وجود دو صفت : 1 . سهمى براى آن امر در تمكن و قادر ساختن مكلف نيست ؛ زيرا امورى كه در اصل تمكن مكلف دخيل هستند آنها شرط تكليف هستند و تا خدا آنها را ندهد ما مكلف نيستيم . مثلا اگر انجام فعلى از عبد نياز به يك سلسله ابزار و آلات از قبيل دست و پا و چشم و . . . دارد بايد خداوند آنها بدهد و گرنه بدون آنها مكلف نخواهم بود و لطف بالاتر از اين است . 2 . آن امر سبب الجاء مكلف نشود ؛ يعنى به سر حد اضطرار نرسد و گرنه باز هم موجب جبر بوده و با تكليف منافى خواهد بود درحالىكه لطف با تكليف منافى نيست . بيان مطلب : غرض اصلى ذات حق از اين همه وعده‌ها و وعيدها ، ارسال رسل ، انزال كتب و . . . آن است كه معصيت و نافرمانى از جامعه ريشه‌كن شده و اطاعت و فرمان‌بردارى از دستورات الهى در اجتماع حاكم گردد تا در نهايت بشريت به خوشبختى دو جهان نايل آيند و روى همين اصل تكاليف و دستوراتى را براى ما مقرر فرموده است . آن‌گاه خداوند به يكى از سه نحو ذيل مىتواند تكاليف را به عباد برساند : 1 . مراد و مطلوب خويش را به انسان‌ها ابلاغ فرموده و اسباب و عواملى هم كه در اتيان آن مراد دخيل هستند در اختيار بشر قرار دهد ؛ يعنى به آنها توانايى و ابزار كار بدهد ، ولى ديگر وعده‌اى و وعيدى نباشد . 2 . راه هر نوع تخلف و سرپيچى از دستوراتش را به روى بندگان بسته و آنان را به انجام طاعات و ترك معاصى مجبور سازد مثلا تا شخصى خواست قدمى در مسير