بيان صغرى : تكاليف براى شخص كافر در اين دنيا مستلزم ضرر است ؛ چون صددرصد سبب رنج و حرمان مشقت است و در عقبى مستلزم عقاب است كه خود ضررى بس بزرگتر است . بنابراين ، در تكليف كافر مصلحتى نيست ؛ چون ثوابى ندارد ، پس تكليف كافر قبيح است . اثبات كبرى نيز در مباحث پيش بيان شد .
جواب ما : اصل تكليف قبيح نبوده و مستلزم ضرر دنيوى و اخروى هر دو نيست ، و گرنه بايد در حق مؤمن چنين بود درحالىكه نيست ، بلكه ضررى كه متوجه كافران مىگردد از سوء اختيار خود آنها ناشى مىگردد .
اشكال دوم : شما گفتيد : شرط حسن تكليف آن است كه داراى مصلحت بوده و داراى مفسده نباشد درحالىكه تكليف براى كافران مستلزم مفسده است ؛ زيرا عقاب اخروى را به دنبال دارد پس تكليف انسان كافر حسنى ندارد .
جواب ما : همانگونه كه در جواب اعتراض اول گفته شد ، تكليف كافر بما هو تكليف مفسده نداشته و قبيح نيست ، بلكه كاملا مصلحت دارد و آن اينكه كافر را در معرض ثواب الهى قرار مىدهد و اين مفسده در حق كافر كه عقاب اخروى باشد از ارادهء خود او سرچشمه گرفته كه او بسوء اختيار خود ايمان نياورده و به وظايف عمل نكرده و الامتناع بسوء الاختيار لا ينافى الاختيار .
اشكال سوم : تكليف كفار فايدهاى ندارد ؛ زيرا غرض از تكليف رسيدن به ثواب الهى است و حال آنكه كفار به ثواب نمىرسند پس تكليف آنها عبث است و از مولاى حكيم صادر نمىشود .
جواب ما : فايدهء تكليف رسيدن به ثواب در خارج و بالفعل نيست ، بلكه غرض در معرض ثواب قرار دادن است و اين معنا در حق مؤمن و كافر هر دو محقق است .
12 . لطف
دوازدهمين مسأله در باب عدل الهى مسأله لطف است و در اين رابطه نيز همانند باب تكليف مطالبى مطرح است كه بهترتيب عنوان مىكنيم :