. . . لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ .
« 1 »
. . . تا كسى كه [ بايد ] هلاك شود ، با دليلى روشن هلاك گردد ، و كسى كه [ بايد ] زنده شود ، با دليلى واضح زنده بماند .
و به قول شاعر :
خوش بود گر محك تجربه آيد به ميان * تا سيهروى شود هركه در او غش باشد
اعتراض : در روايات مىخوانيم كه بهشتيان در قيامت و در بهشت شكر و تسبيح و حمد خدا مىگويند ؛ پس تكاليف دائمى است نه منقطع .
جواب : تسبيح و حمد مؤمنان در بهشت تكليف ناميده نمىشود ؛ زيرا اين كار بر آنان كلفت و مشقتى ندارد ، بلكه تسبيح حق در بهشت از هر نعمتى لذت بخشتر است .
وظيفه كفار در قبال تكاليف اسلامى
بدون ترديد ما مسلمانان نسبت به بايدها و نبايدهاى قرآن و اسلام مكلفيم . سخن در اين است كه آيا كفار هم به اين دستورات اسلامى مكلف هستند يا خير ؟ در اينجا يك بحث كلامى داريم و يك بحث فقهى .
بحث كلامى : اشاعره براساس مسلك جبر مىگويند : كافر مكلف به تكاليفى نيست ، بلكه مجبور است كه كافر زندگى كند . كما اينكه مؤمن هم مجبور است كه مؤمن زندگى كند ، در مقابل اماميه و معتزله مىگويند : تكاليف الهيه اختصاص به مسلمانان نداشته ، بلكه بهطور مساوى مسلمان و كافر بدان مكلف هستند و در نتيجه معاقباند و شعار ما اين است كه : « الكفّار عندنا مكلّفون بالفروع كما انّهم مكلّفون بالأصول و معاقبون على الفروع كما انّهم معاقبون بالأصول » ، و دليل ما اين است كه دليل و علت حسن تكليف و ضرورت آن ميان مسلمان و كافر هر دو مشترك است و آن اينكه تكليف موجب تعريض و در معرض ثواب قرار دادن انسان است و
هامش
( 1 ) . سوره انفال ، آيه 42 .