2 . اجماع : اجماع مسلمين هم بر انقطاع تكليف و اينكه دار التكليف همين دنياست قائم است .
3 . دليل عقلى : اگر تكاليف ابدى و دائمى مىبود و تا بىنهايت امتداد داشت لازمهاش اين بود كه هرگز و هيچگاه ايصال ثواب به اشخاص مطيع و عقاب به افراد عاصى ممكن نباشد ، و اللازم باطل فالملزوم مثله .
بيان ملازمه : از لوازم لاينفك تكليف وجود مشقت و كلفت است و از لوازم لاينفك ثواب ( به زودى در بحث معاد خواهد آمد ) خلوص آن از كدورتها و مشقتهاست و لذا ميان آن دو جمع نشايد . پس بايد روزى برسد كه تكاليف پايان پذيرفته تا مؤمنان به ثواب اعمال خويش رسيده و يكسره در ناز و نعمت به سر برند و كافران به كيفر مىرسند .
بيان بطلان لازم : از مسلمات است كه روزى مؤمنان به پاداش اعمال خويش خواهند رسيد و اين جزء ضروريات دين اسلام است پس ملزوم هم باطل است .
اعتراض : چه اشكال دارد كه كسى بگويد : تكليف و ثواب همزمان هستند ؛ يعنى هر كارى كه انسان انجام مىدهد بلافاصله ثواب يا عقاب آن را در كفش مىگذارند ؟
جواب : اين پندار مستلزم قول به الجاء و اضطرار است و با هدف خلقت كه بر آزادى و اختيار بشر در طى مدارج كمال مبتنى شده سازگار نيست عقل حكم مىكند به اينكه بايد ثواب و عقاب متأخر باشد تا هركسى آزادانه بر خر مراد سوار شده و هرگونه خواست بتازد تا خوبان و بدان از همديگر ممتاز شوند ، اگر بنا بود هركسى كار خيرى كرد ، بلافاصله پاداش آن را در كفش بگذارند و هركسى كار زشتى كرد بلافاصله مجازات شود و يا از پيش دست او بخشكد و نتواند كارى بدى انجام دهد ، خوب كاملا طبيعى بود كه همگان به سمت خيرات رفته از شرور اجتناب مىكردند ، آنگاه سره از ناسره شناخته نمىشد . سنت الهى بر اين است كه ثواب و عقاب را به تأخير اندازد تا گروهى كه سوادى دنيا دارند و نقد را به نسيهء آخرت نمىدهند در دنيا خود را نشان دهند . قرآن فرموده است :
شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 234
مساهمون: العلامة الحلي
ص٢٣٤