تكريم و ترديدى نيست در اينكه شخصى لايق تعظيم است و مدح او نيكوست كه استحقاق آن را داشته باشد . لذا از ديدگاه عقلا تعظيم اطفال و مجانين و اراذل و اوباش قبيح است ؛ چون مستحق آن نيستند ، ولى تعظيم دانشمندان ، مجاهدان ، آزادمردان عالم شايسته است ، چون لايق آناند . آنگاه كسى مستحق تعظيم است كه مطيع خداوند باشد ؛ يعنى بايدها را بهجا آورده و از نبايدها بگريزد . اين است حكمتى كه در تكاليف وجود دارد .
در سوى ديگر ، بيان فلاسفه بر هفت مقدمه مبتنى است كه بهترتيب عبارتاند از :
1 . بشر موجودى اجتماعى است . بسيارى از جانداران عالم داراى زندگى انفرادى بوده و در بيغولهها و جنگلها و كوهها و صحراها و درهها و غارها زندگى مىكنند ؛ مثل گرگها و پلنگها و ببرها و . . . . اما برخى از حيوانات داراى زندگى اجتماعى هستند ؛ يعنى در كنار هم و داراى زندگى دستهجمعى هستند ، از قبيل زنبورهاى عسل ، مورچگان و . . . . آنگاه انسانها از گروه دوماند ؛ يعنى داراى زندگى مدنى و اجتماع هستند ، به دليل اينكه بشر داراى سلسله نيازمندىهاى فردى و اجتماعى ، مادى و معنوى است كه به تنهايى بر رفع آنها قادر نيست و جهت تأمين اين نياز چارهاى به جز از زندگى اجتماعى ندارد ، منتهى آيا مدنى بالطبع است يا بالجبر بايد در جاى خود روشن شود .
2 . زندگى دستهجمعى به هميارى و همكارى همه افراد جامعه محتاج است ؛ يعنى بايد همهء اعضاى اين پيكر بزرگ كه اجتماع نام دارد دست در دست هم بگذارند و هركدام گوشهاى از كارها و نيازمندىها را به مقتضاى ذوق و سليقه و توانايى خود به عهده بگيرند تا تمدن انسانى نصيب بشريت شده و زندگى در همهء ابعاد آن شيرين گردد و مدينهء فاضله افلاطونى واقعيت پيدا كند . دليل مطلب آن است كه يكى از تفاوتهاى عمدهء انسانها از ساير حيوانات در اين است كه ساير جانداران براى تهيه خوراك و پوشاك و مسكن - كه از نيازهاى اوليه و ضروريه زندگى يك جاندار است - به صنعت و اختراع و تغيير و تحول در مواد غذايى و طبخ غذا و يا نسج لباس و . . .
محتاج نيستند ، بلكه دست قدرتمند آفرينش همه نيازهاى آنها را در دامن پربركت
شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 221
مساهمون: العلامة الحلي
ص٢٢١