آن رهگذر كه تكاليف و مسؤوليتها داراى مشتقات و سختىهاست ، نام آنها را تكليف گذاردهاند .
در اصطلاح متكلمين عبارت است از : « ارادة من تجب طاعته على جهة الابتداء ما فيه مشقة به شرط الاعلام » ، يعنى طلب كردن و يا منع كردن و به عبارت ديگر واداشتن به سوى كارى و يا بازداشتن از كارى . كسى كه از ابتدا و بالذات اطاعت او واجب است ( خداوند متعال ) عمل و كارى را كه در آن مشقت وجود دارد مشروط بر اينكه اعلام هم بنمايد . در اين تعريف چهار نكته وجود دارد :
1 . كسانى كه اطاعت آنها بر ما انسانها واجب است ، عبارتاند از : خداوند كه مولاى حقيقى و ولى نعمت اصلى ماست ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم ، پيشوايان معصوم و ولىّ فقيه جامع الشرائط و مولاى عرفى ( درخصوص بردگان ) و والدين . حال هركدام از گروهها متابعتشان بر ما لازم است .
2 . آنهايى كه واجب الاطاعة هستند ، دو دسته مىشوند :
الف . كسانى كه از ابتدا و بالذات متابعتشان واجب است و آن عبارت است از ذات پاك خداوندى كه ولايت مطلقهء ذاتيه بر مال و جان انسانها و همهء موجودات عالم دارد ؛
ب . آنهايى كه مع الواسطه و ثانيا و بالعرض بر ما ولايت يافته و واجب الاتباع مىگردند ؛ يعنى اطاعت آنها در طول اطاعت الهى و به دستور خداست نه در عرض آن ؛ مثل اطاعت پيامبران ، امامان ، فقهاى جامع الشرائط ، والدين و . . .
در روايات آمده است : « لا طاعة لمخلوق فى معصية الخالق » . پس اگر خداوند ما را از شرب خمر منع كند و يا به نماز امر كند ، ولى والدين يا مولاى عرفى از آن باز دارند و بگويند نماز نخوان يا شراب بخور ، اطاعت خدا مقدم بوده و اطاعت والدين باطل مىشود ؛ چون مقيد است به اينكه معصيت اللّه نباشد . حال قيد على جهة الابتداء براى خارج ساختن اين افراد از تعريف تكليف است ؛ يعنى تكليفكننده فقط خداست و پيامبر و امام مأمورند كه اين تكاليف را به بشر ابلاغ نمايند .
3 . كلمهء « ما فيه مشتقة » براى اين است كه تكليف هنگامى تكليف است كه داراى
شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 218
مساهمون: العلامة الحلي
ص٢١٨