فطرت توحيدى مجبوريم و لذا بر آنها مثاب نيستيم ؛ ولى در برابر ايمان آوردن مختاريم و مكلفيم و لذا بر آن مثاب هم هستيم . وقتى كه مىخوانيم : « يهدى من يشآء أى يثيب من يشاء بإيمانهم » و « يضلّ من يشآء أى يهلك العصاة و يعاقبهم بكفرهم و عصيانهم » ، نتيجه مىگيريم كه هدايت هم ابتدايى است كه به ما عقل داده و بر فطرت توحيدى آفريده و پيامبران را فرستاده ، و هم پاداشى است كه پس از عمل و ايمان هم به ما ثواب مىدهد .
10 . وضعيت اطفال
دهمين مسألهاى كه در رابطه با افعال الهى مطرح است ، مسأله سرنوشت اطفال كفّار و مشركان در قيامت است . دانشمندان اسلامى اجماع دارند بر اينكه كودكان مسلمين در روز قيامت معذّب نخواهند شد ؛ به دليل اينكه آنها مكلف به امرى نبوده و به دنبال آن تقصيرى نكردهاند تا كيفر شوند . البته دربارهء اينكه آيا ثواب داشته و به بهشت مىروند يا خير ، بايد از روايات مطلب را به دست آورد كه در اين كتاب مذكور نيست .
اما دربارهء اولاد كفار و مشركين اختلاف است كه آيا در قيامت خداوند آنها را كيفر خواهد فرمود يا خير ؟
گروهى از حشويه « 1 » مىگويند : خداوند به تبع پدران و مادران اين اطفال و به جرم پدر و مادر كافر اين كودكان ، آنها را نيز عذاب خواهد كرد . اشاعره هم ولو صريحا در اين باب سخنى نگفته باشند ، ولى لازمهء اعتقادات آنها اين است كه كيفر اين اطفال را بر خداوند روا بدانند ؛ يعنى بگويند : بر خداوند ممكن و رواست كه آنها را عقاب نمايد و هيچ قبحى ندارد ؛ زيرا حسن و قبحى وراء فعل خداوند نيست و لذا نمىتوان گفت عقاب اين اطفال قبيح است و خداوند حكيم مرتكب قبيح نمىشود ، بلكه اگر خدا آنها را عقاب نمايد همان حسن خواهد بود و اگر عقاب نكند همين حسن است .
در برابر اينها دانشمندان عدليه عموما شعارشان اين است :
وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى ؛ *
هامش
( 1 ) . فرقههاى حديثى مسلك عامه را « حشويه » مىگويند .