و كسانى كه در راه خدا كشته شدهاند ، هرگز كارهايشان را ضايع نمىكند .
همچنين مىفرمايد :
أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوى * وَ وَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدى ؛
« 1 »
مگرنه تو را يتيم يافت ، پس پناه داد ؟ و تو را سرگشته يافت ، پس هدايت كرد ؟
متقابلا كلمهء « هدايت » هم به سه معنا بهكار مىرود :
1 . طريقى را به كسى به درستى ارائه كردن و به حق اشاره كردن ؛ مثلا شخصى از شما راه كعبه را نشان مىگيرد و شما نيز كعبه را به او نشان مىدهيد و آدرس صحيح به او مىدهيد اين همان ارائه الطريق است .
2 . عملا شخصى را هدايت كردن و او را به مطلوب واقعى رساندن ؛ يعنى كارى كنيم كه او به واقع رسد و به حق آنگونه كه هست معتقد شود . اين را ايصال إلى المطلوب مىگويند .
3 . ثواب دادن شخصى بر اعمال خبرى كه انجام داده چنانكه در قرآن مىخوانيم :
سَيَهْدِيهِمْ وَ يُصْلِحُ بالَهُمْ ،
« 2 » أى سيثيبهم .
اضلال به دو معناى اول بر خداوند حكيم محال است ؛ زيرا از ديدگاه همه عقلا ، اضلال به هريك از دو معناى اولى قبيح است و خداى حكيم از ارتكاب قبايح منزّه است . آرى ، اضلال به معناى ثالث بر خدا رواست به اينكه گروهى را به خاطر كارهاى ناشايسته آنها كيفر داده و هلاك كرده و نابودشان سازد و به قول مفسران ، اضلال ابتدايى بر خداى حكيم محال است ولى اضلال مجازاتى دارد .
و اما هدايت به هر سه معنا بر خداوند رواست ؛ يعنى خداى حكيم توسط آيات بيّنات و دلايل واضحه راه حق را به ما انسانها نشان داده و ارائه طريق فرموده و نيز خداى بزرگ ايصال إلى المطلوب هم كرده است ، به اين معنا كه به ما عقل داده و ما را بر فطرت توحيد آفريده كه « كل مولود يولد على الفطرة » و نيز خداى منّان در مقابل ايمان ما به ما ثواب اعطا مىفرمايد ؛ يعنى ما در عقل داشتن و اراده داشتن و آفرينش بر
هامش
( 1 ) . سورهء ضحى ، آيه 6 و 7 .
( 2 ) . سورهء محمّد ، آيه 5 .