31 سوره مدثر مىفرمايد :
يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ ،
يا در آيه 56 سوره قصص مىخوانيم :
إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ .
اشاعره به حكم اين آيات مىگويند : خداوند در گروهى هدايت ايجاد مىكند و مىآفريند و در گروه ديگر ضلالت و گمراهى . خلاصه اينكه خالق كفر و ايمان ، ضلالت و هدايت ، طاعت و معصيت و . . . خداست . بنابراين ، اين افراد بشر بهطور جبرى دو دسته مىشوند :
گروهى مجبورند كه هدايت يافته باشند و گروهى مجبورند كه گمراه شوند .
در مقابل اشاعره ، دانشمندان عدليه مىگويند : هريك از هدايت و اضلال داراى معانى متعددى هستند كه اسناد برخى از آنها به خداوند صحيح است و اسناد بعضى ديگر غلط و باطل است .
كلمهء اضلال به سه معنا آمده كه عبارتاند از :
1 . اشاره كردن به سوى خلاف حق و به عبارت ديگر بر قامت باطل لباس حق پوشيدن يعنى راهى را كه خلاف واقع است به كسى نشان دادن ؛ مثلا شخصى از شما مىپرسد راه تهران كدام است ؟ شما عوض تهران راه مشهد را به او نشان مىدهيد در اينجا آن شخص مىگويد : اضلنى فلان عن الطريق ؛ يعنى فلانى راه و مقصد را به من عوضى نشان داد .
2 . ايجاد كردن ضلالت در انسانى ؛ يعنى شخصى عملا شخص ديگرى را گمراه سازد مثل اينكه شخص نابينايى از شما طريق مسجد را مىخواهد شما دست او را گرفته به سينما مىبريد يا مثلا در مقام جدال با برخى مقدمات مغالطهاى كارى بكنيد كه خصم شما واقعا به خلاف حق عقيدهمند شده و در دام جهل مركب بيفتد . در اينجا شما با استدلالهاى ظاهر الصلاح در طرف ايجاد جهل كرده و گمراهش مىسازيد .
3 . نابود ساختن و باطل كردن عمل و ارزش كارى و به معناى گم شدن مثل اينكه قرآن فرموده است :
وَ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَنْ يُضِلَّ أَعْمالَهُمْ ؛
« 1 »
هامش
( 1 ) . سورهء محمّد صلّى اللّه عليه و إله و سلّم ، آيه 4 .