متحمل شديم ، هيچگونه پاداشى نخواهيم داشت . امام عليه السّلام فرمود : آرام باش ! خداوند هم در رفتن به شام و هم در برگشت آن به شما پاداش عظيمى خواهد داد . شما در هيچ حال از اين حالات مضطر نبوديد و مجبور نشديد تا پاداشى نباشد . پيرمرد عرضه داشت : چگونه مجبور نبوديم و حال آنكه قضاوقدر ما را به جبر به سوى شام برد و برگرداند ؟ حضرت فرمود : اين چه سخنى است كه مىگويى ؟ تو پنداشتهاى كه قضا لازم و قدر حتم است كه بخواهيم و يا نخواهيم واقع مىشود ؟ نه ، چنين است ؛ زيرا اگر اين بود ، ثواب و عقاب معنا نداشت ؛ وعده و وعيد باطل بود ؛ امر و نهى بىجا بود ؛ خداوند گناهكاران را ملامت نمىكرد ؛ نيكوكارى را نمىستود ؛ نيكوكار سزاوارتر از بدكاران به مدح نبود و بدان به مذمت از خوبان اولويت نداشتند . هان اى پيرمرد ، اين سخن بتپرستان و لشكريان شيطان و گواهان دروغگوى و كوردلان راه نايافته است و اينها قدر به امت محمّد صلّى اللّه عليه و إله و سلّم و مجوس اين امتاند . خداوند ما را به كار نيك امر فرموده و ما را مخيّر ساخت و از كار زشت را نهى كرد و بر حذر داشت و تكاليفى مختصر و آسان براى ما مقرر فرمود و كسى كه او را نافرمانى كند مغلوبش نساخته و آن كس كه فرمان از او برد مجبور نگشته است . خداوند پيامبران را عبث و بيهوده نفرستاده و آسمان و زمين و ما بينهما را به عبث نيافريده است . اين پندار غلط كافران است و واى بر حال كافران از آتش جهنم . پيرمرد پرسيد : پس آن قضاوقدرى كه ما بدون آن دو ، سير نكرديم كدام است ؟ حضرت فرمود : امر خدا و حكم وى است ؛ سپس حضرت اين آيه را خواند :
وَ قَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ .
آنگاه پيرمرد شادمان از جاى برخاسته گفت :
أنت الأمام الّذى نرجو بطاعته * يوم النشور من الرحمن رضوانا
أوضحت من ديننا ما كان ملتبسا * جزاك ربك عنّا منه احسانا
نكتهء قابل توجه در حديث ، تشبيهى است كه حضرت ، قدريه و جبرى مسلكها را به مجوسيه تشبيه كرد . حال وجه شبه در اين تشبيه چيست ؟ دانشمندان معتزله از قبيل ابو الحسين بصرى و محمود خوارزمى وجوهى براى اين تشبيه از اين قرار آوردهاند :
1 . مجوسيان سخنانى باطل و بىاساس و اعتقاداتى واهى و سستبنيان دارند كه بر