تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
اين تأثير را به آتش داده مذمتى ندارد ، بلكه امرى حسن و لازم است ؛ زيرا اولا مشتمل بر عوض اخروى است و ثانيا مقتضاى سنت‌هاى الهى است ؛ چون اگر آتش نسوزاند و آب تر نكند و سنگ سر كسى را نشكند و خلاصه اگر نظام اسباب و مسببات حاكم نباشد و از هر سببى مسبب خاصى سر نزند كه زندگى بر بشريت تلخ مىگردد و حيات مفهومى نخواهد داشت ، پس مصالح عامه بر مصلحت شخص مقدم است . آرى ، گاهى اين سنت‌ها در زمان انبيا عليهم السّلام نقض مىشد تا معجزه باشد و قدرت الهى بر بشر روشن گردد ، همانند قصه ابراهيم خليل . قوله و وجوب الديه : برخى از معتزله گفته‌اند : كسى كه ديگرى را به آتش مىافكند و مىسوزاند ، شرعا پرداختن ديه بر او واجب است و اين دليل آن است كه فعل احراق مستند به اوست ، منتهى مع الواسطه ؛ ولى جناب علّامه مىفرمايد : وجوب ديه يك حكم شرعى است كه اختصاص به فعل ما ندارد ؛ زيرا كسى كه چاهى مىكند و موجب مىشود كه ديگرى به چاه بيفتد بايد ديه بدهد ، اگرچه عند العرف افتادن در چاه مستند به او نباشد .

8 . قضاوقدر

هشتمين مسأله در باب افعال الهى مسأله قضاوقدر است . اين مطلب از مطالب مهم و دقيق باب عدل الهى است و طبق حديث امير المؤمنين عليه السّلام ، مسأله قضاوقدر دريايى بس عميق است كه تا كسى شنا بلد نباشد ، نمىتواند وارد آن شود و راهى بس تاريك و ظلمانى است كه تا چراغى در دست نباشد قدرت پيمودن آن نيست و سرّى از اسرار الهى است كه تا كسى اهل سرّ نباشد ، نمىتواند دربارهء آن كنكاش كند . متن حديث به قرار ذيل است : جاء رجل إلى أمير المؤمنين عليه السّلام ، فقال يا أمير المؤمنين ! أخبرنى عن القدر . فقال : بحر عميق فلا تلجه . فقال : يا أمير المؤمنين ! أخبرنى عن القدر . قال : طريق مظلم فلا تسلكه . قال : يا أمير المؤمنين ! أخبرنى عن القدر . قال : سرّ اللّه فلا تتكّلفه . قال : يا أمير المؤمنين ! أخبرنى عن القدر . قال فقال أمير المؤمنين عليه السّلام : أمّا إذا أبيت فإنّى سائلك أخبرنى أكانت رحمة اللّه للعباد قبل