اوست ؟ در اين زمينه شش نظريه مطرح است :
1 . بيشتر دانشمندان معتزله مىگويند : فعل متولد هم مثل فعل مباشر به ما مستند بوده و ما فاعل آن هستيم منتهى امورى كه مقدور ماست دو دسته است : يك دسته مقدورات بلا واسطهاند مثل مباشريات و يك دسته مقدور مع الواسطه هستند مثل متولدات ، و المقدور مع الواسطه مقدور .
2 . معمر بن عباد سلمى مىگويد : كار ما تنها اراده كردن است و اما به دنبال اراده صدور افعال از ما به مقتضاى طبيعت محل و بهطور طبيعى و اتوماتيك است شبيه زدن دكمه و گردش دستگاه عظيمى بهطور خودكار ( به قول آيت اللّه شعرانى : معمر بن عباد همان كسى است كه مىگويد : دلالت الفاظ بر معانى بالذات است نه بالوضع و كارهاى جارى در عالم از طبيعت اشياست و خداى تعالى فقط خلقت كرده است ) .
3 . گروهى از معتزله مىگويند : فعل انسان منحصر در فكر و انديشه است و كليه افعال و حركات از لوازم فكرند و بهطور طبيعى از انسان صادر مىشوند ( اى برادر ، تو همى انديشهاى ) .
4 . ابو اسحاق نظام مىگويد : فعل انسان عبارت است از همين حركاتى كه در او حادث مىشوند برحسب دواعى او مثلا دستش را حركت مىدهد براى گرفتن ، پايش را حركت مىدهد براى رفتن ، سرش را برمىگرداند براى ديدن و انسانيت يك حقيقتى است كه سارى و جارى در كل اين پيكره است كه از جمله اين مجموعه قلب است و كار قلب همان اراده و اعتقادات است و اما كارهايى كه جداى از انسان و در خارج انجام مىگيرد از قبيل كتابت و خياطت و . . . اينها فعل خدا هستند منتها به طبع محل يعنى هر محلى اقتضايى دارد و با فعلى تناسب دارد و خداى طبق اقتضاى آن محل فعل مناسب آن را ايجاد مىكند مثلا حرارت را در نار ، برودت را در ماء ، كتابت را در كاغذ و . . .
5 . ثمامه مىگويد : فعل انسان همان است كه در محل قدرت او ايجاد مىشود مثل حركات اعضا و تحريك دست و . . . اما كارهايى كه از محل قدرت ما بيرون است مثل فروريختن سقف و . . . اينها حوادثى هستند كه محدّث ندارند و افعالى هستند
شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 203
مساهمون: العلامة الحلي
ص٢٠٣