تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
مسبب حتمى و جزمى و واجب الوجود مىگردد و امر چنين مقدور نيست ، بلكه جبر است مثلا كسى كه ستون خيمه را كشيد چه بخواهد يا نخواهد سقف فروافتاده و انسان‌هايى را نابود مىسازد . پس فعل متولد مقدور ما نيست و وقتى مقدور ما نبود پس فعل ما هم نيست ، بلكه فعل خداست . جواب ما : مقدورات دو دسته‌اند : 1 . مقدور بلاواسطه مثل فعل مباشرى 2 . مقدور مع الواسطه مثل فعل متولد . حال مىگوييم : ولو نسبت به فعل متولد مستقيما قدرت نداريم ، ولى نسبت به فعل مباشر كه قدرت داريم ؛ يعنى مىتوانستيم سبب را ايجاد نكنيم و فعل مباشر را انجام ندهيم تا مسبب حتمى نشود پس اين وجوب از اختيار و داعى سرچشمه مىگيرد و به قول دانشمندان : « الوجوب بالاختيار لا ينافى الاختيار » . كما اين كه « الامتناع بسوء الاختيار لا ينافى الاختيار بل يحققه » . نيز به قول علما : « المقدور مع الواسطة مقدور » . تنظير : همان‌گونه كه فعل متولد مسبوق به فعل مباشر است ، همچنين فعل مباشر هم مسبوق به اراده است كه قبل از اراده و داعى آن فعل مقدور من است و امكان ذاتى دارد ؛ ولى بعد الاراده آن فعل حتمى شده و وجوب وجود پيدا مىكند ، ولى اين وجوب وجود از داعى سرچشمه گرفته و منافاتى با اختيار ندارد . 2 . مستشكل مىگويد : شما گفتيد حسن مدح و ذم دليل آن است كه افعال متولده به ما مستند است . ما مىگوييم : مجرد مدح و ذم دليل آن نيست كه فعل متولده مستند به ما باشد ، بلكه گاهى ديگرى را بر فعل متولد مذمت مىكنيم ، حتى اگر يقين داشته باشيم كه فعل مستند به خداست نه به ما مثلا كسى كه كودكى را در آتش مىافكند و آتش او را مىسوزاند و خاكستر مىكند ما اين ملقى و افكننده را مذمت مىكنيم ، درحالىكه احراق و سوزانيدن فعل او نيست ، بلكه فعل خداست پس مذمت دليل نمىشود كه فعل متولد فعل ما باشد . جواب ما : مذمت در اين مثال بر سوزاندن نيست ، بلكه مذمت بر القاست كه فعل مباشر باشد ؛ يعنى در حقيقت مىخواهيم بگوييم : چرا او را در آتش افكندى ؟ مگر نمىدانستى كه آتش او را مىسوزاند ؟ و گرنه خود احراق كه از فعل خداست و خدا