تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
حركت دست . به تعبير قوشچى : « الفعل الحادث ابتداءا من غير توسط فعل آخر » . « 1 » البته منظور روشن است . فعلى كه فعل ديگر واسطه صدور و تحقق آن نيست ، نه اين كه اين عمل تصادفى و بدون علت تامه محقق شده ، خير ، تا اراده نباشد حركت دست مفهومى ندارد . دوم . فعل متولد : فعلى است كه با واسطه از انسان صادر مىشود ؛ يعنى فعل ديگرى سبب حدوث و صدور آن مىگردد ، مانند حركت كليد يا قلم سبب حركت دست كه بلا واسطه مقدور ما نيست و نمىتوانيم بدون حركت دست و صرفا با اراده باطنى كليد را به حركت درآورد و درب منزل را بگشاييم و يا قلم را به گردش درآورده و صفحات كاغذ را از مكتوبات مملو سازيم ، بلكه الّا و لابد بايد دستمان را به كليد يا قلم گرفته و حركات خاصى را انجام دهيم تا مقصود حاصل شود يا مثلا ما ستون خيمه را از زير سقف خيمه مىكشيم و به دنبال آن سقف فرو مىريزد و به واسطه فرو ريختن سقف جماعتى آسيب ديده يا كشته مىشوند . در اينجا كشيدن سقف فعل مباشر و فرو ريختن آن فعل متولد اول و كشته شدن جمعى فعل متولد در رتبه دوم است . حال فعل متولد خود بر دو گونه است : الف . گاهى فعل متولد در محل قدرت حادث مىگردد مثل حركت كليد يا قلم ؛ ب . و گاهى در غير محل قدرت حادث مىگردد مثل فرو ريختن سقف و قتل جماعت . سوم . فعل مخترع : فعلى است كه در هيچ محلى واقعى نشود ، بلكه از كتم عدم به وجود مىآيد و پيش از عمل هيچ‌گونه محل و موضوعى در كار نيست مثل ايجاد فرشتگان و خلق عوالم وجود كه سابقهء عدم دارند . در نزد متكلمين عدليه اجماعى است كه فعل مباشر از آن عبد است و فاعل آن خود انسان است ( البته به نظر جبريه يعنى اشاعره همين قسم هم فعل اللّه است ) و فعل مخترع بالاجماع مستند به خدا و فعل خداوند است ؛ يعنى خالق كائنات و فرشتگان خداست انما الكلام در فعل متولد است كه آيا افعال متولده همانند افعال مباشرى به انسان مستند بوده و فعل ماست و يا همانند افعال مخترعه به خدا منتسب بود و فعل
هامش
( 1 ) . همان ، ص 348 .