2 .
ما سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ * قالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ .
« 1 »
3 .
كُلَّما أُلْقِيَ فِيها فَوْجٌ .
« 2 »
دسته دهم : آياتى كه دلالت دارند بر اين كه كافران در روز قيامت حسرت مىخورند و از كفرشان نادم مىشوند از خدا مىخواهند كه آنان را برگرداند ، ولى سودى ندارد و هكذا عاصيان امت اسلامى . حال اگر جبر است ديگر حسرت و ندامت و تقاضاى رجعت چه مفهومى دارد ؟
1 .
وَ هُمْ يَصْطَرِخُونَ فِيها رَبَّنا أَخْرِجْنا .
« 3 »
2 .
رَبِّ ارْجِعُونِ * لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً .
« 4 »
3 .
وَ لَوْ تَرى إِذِ الْمُجْرِمُونَ ناكِسُوا رُؤُسِهِمْ .
« 5 »
4 .
أَوْ تَقُولَ حِينَ تَرَى الْعَذابَ لَوْ أَنَّ لِي كَرَّةً .
« 6 »
غير از آيات مذكور از آيات فراوانى كه دليل بر آزادى و اختيار هستند .
حال ما هستيم و دو دسته آياتى كه به حسب ظاهر با يكديگر متعارضاند . چه بايد بكنيم ؟
به نظر ما آيات دسته دوم ، يعنى آنها كه ظهور در اختيار دارند بر آيات دسته اول از جهاتى ترجيح دارند :
1 . آيات اختيار چندين برابر آيات جبر است و عند المعارضه مقدم مىشوند ؛
2 . وجدان انسان هم مؤيد اين معناست كه بشر در افعال خويش مختار است نه مجبور ؛
3 . تكليف و مسؤوليت هم مقتضى است كه بشر آزاد باشد و گرنه معقول نيست كه ما مجبور و مسؤول باشيم ؛
4 . وعدهها و وعيدها نيز مقتضى است كه بشر مختار باشد و گرنه مفهومى ندارد ؛
5 . انذار و بشير هم مقتضى است كه بشر آزاد و مختار باشد ؛
هامش
( 1 ) . سورهء مدثر ، آيه 42 و 43 .
( 2 ) . سورهء ملك ، آيه 9 .
( 3 ) . سورهء فاطر ، آيه 37 .
( 4 ) . سورهء مؤمنون ، آيه 99 و 100 .
( 5 ) . سورهء سجده ، آيه 12 .
( 6 ) . سورهء زمر ، آيه 58 .