تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
ممكن است كه همين آب سبب گرمى آتش باشد ؟ جواب ما : ما نگفته‌ايم كه انسان تأثير مىگذارد و حدوث مىآفريند . خير ، حدوث يك عنوان اعتبارى است كه ما براى اشيا اعتبار مىكنيم و چيزى كه نبوده ، سپس به وجود آمده است . مىگوييم : حادث است اما حدوث يك عنوان است و سخن ما اين است كه انسان در ذات و ماهيت اين امر حادث از قبيل كتابت و . . . تأثير گذارده و احداث كند و اصل ذات مغاير با حدوث است . دليل پنجم : اگر ما انسان‌ها فاعل افعال خود بوديم ، لازمه‌اش اين بود كه بتوانيم جسم هم احداث كنيم و اللازم باطل فالملزوم مثله . بيان ملازمه : علتى كه مصحح و مجوز تعلق قدرت و احداث باشد ، در جسم هم موجود است و آن علت حدوث است ؛ يعنى همان‌طور كه فعل ما حادث است و نبوده سپس ايجادش مىكنيم . همچنين جسم هم حادث است . پس اگر ما قادريم بر ايجاد افعال و حوادث بايد قادر باشيم بر ايجاد جسم لّان العلة تعمم . بيان بطلان لازم : ما بالاجماع قادر بر ايجاد جسم نيستيم ، پس ملزوم هم باطل است ؛ يعنى ما قادر بر ايجاد افعال خويش نيستيم . جواب ما : ما نمىگوييم كه هر فاعلى بر هر فعلى قادر است بلكه ما مىگوييم : انسان‌ها بر بعضى از افعال قادرند و برخى از افعال اختيارى آنهاست ، ولى بر افعال زيادى هم قادر نيستند . به بيان مرحوم علّامه رحمه اللّه ، امتناع صدور جسم از ما نه به خاطر حادث بودن آن است تا شما بگوييد پس هيچ مقدور ما نيست ، بلكه امتناع صدور جسم از ما به لحاظ اين است كه ما خود جسم هستيم و جسم در جسم تأثير نمىگذارند و در بيان جواب دليل چهارم گفتيم كه هر چيزى كه مىخواهد در شىء ديگر تأثيرى بگذارد بايد از آن جهت مغاير با او باشد و خود محكوم به آن حكم نباشد . دليل ششم : اگر ما انسان‌ها فاعل افعال خويش بوديم لازمه‌اش آن بود كه دوباره هم بتوانيم عملى را انجام دهيم كه من جميع الجهات همانند عمل نخستين باشد . مثلا خطى را بنويسيم كه از هر جهت همانند خط اول باشد درحالىكه چنين نيست ؛ زيرا