تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
نيست . از همه بالاتر اين كه انسان همواره بر سر دو راهىها محاسبه مىكند و راهى را انتخاب مىكند خود بهترين دليل بر اختيار است :
اين كه گويى اين كنم يا آن كنم * خود دليل اختيار است اى صنم
اصولا آقاى اشعرى در شعار و بحث‌هاى علمى جبرى است ، ولى در عمل سراسر اختيارى است ؛ زيرا اگر جبر است مذمت چرا ؟ وجود قوانين جزايى و كيفرى چرا ؟ شلاق چرا ؟ و اعدام چرا ؟

سخنان اشاعره

اشاعره براى اثبات مدعاى خود ، نه برهان اقامه كرده‌اند كه يك‌به‌يك آورده و جواب مىدهيم : دليل اول : افعالى كه از ما صادر مىشود از دو حال خارج نيست : 1 . يا همراه با احتمال عدم صدور است يعنى امكان صدور و عدم صدور هر دو موجود بود با اين حال موجود شد ؛ 2 . و يا همراه با احتمال عدم صدور نيست ، بلكه عدم صدورش ممتنع است و حتما بايد صادر شود . فرض ثانى اشكالش اين است كه مستلزم جبر است ، زيرا چيزى كه جانب فعلش ممكن و جانب تركش محال باشد واجب الصدور است و تحت قدرت نيست كه طرف فعل و ترك مساوى باشد . فرض اول نيز خود دو صورت دارد : الف . با اين كه هر دو طرف ممكن بود ، ولى صادر شد و در سايه وجود مرجح محقق گرديد ؛ ب . با امكان دو طرف ، با اين حال موجود شد آن هم بدون اين كه عاملى مرجحى در كار باشد . احتمال ثانى باطل است چون مستلزم ترجيح بلا مرجح است و احتمال اول خود دو صورت دارد : يكم . يا آن عامل مرجح از فعل خود مكلف است ؛ دوم . يا از فعل خداوند است اگر فعل خود مكلف باشد نقل كلام به خود آن مرجح