جمله معروف است كه روزى قاضى عبد الجبار معتزلى بر صاحب بن عباد وارد شد .
ديد كه ابو اسحاق اسفراينى در آنجا جلوس كرده . فورا گفت : « سبحان من تنزّه عن الفحشاء » . ابو اسحاق بلافاصله در جواب گفت : « سبحان من لا يجرى فى ملكه الّا ما يشاء » .
2 . گروهى ديگر از متكلمين اسلامى كه معتزله و اماميه باشند ، طرفدار آزادى و اختيار هستند و اولين كسى كه اين نظريه را اظهار كرد ، معبد جهنى عراقى و غيلان دمشقى بودند كه در زمان هشام بن عبد الملك زندگى مىكردند . اين گروه دو دسته شدهاند :
الف . برخى همانند ابو الحسين بصرى مىگويند : علم به اين كه ما انسانها فاعل افعال اختياريهء خود هستيم و جبرى در كار نيست از ضروريات و بديهيات است و ما فوق استدلال است .
ب . گروهى ديگر همانند جبائيان مىگويند : علم به اين مطلب نظرى و استدلالى است .
خواجهء طوسى قول اول را برگزيده و مدعى است كه : « الضرورة قاضية باستناد افعالنا الينا » .
بيان مطلب اين است كه هركدام از ما به وجدان خود مراجعه كنيم و برخى از افعال را با برخى ديگر مقايسه كنيم فرق ما بين افعال اختيارى و غير آن را خواهيم يافت .
به عنوان مثال ، آيا حركات دست انسان مرتعش با حركات دست انسان سالم و طبيعى يكسان است ؟ آيا از بالاى مناره پلهپله آمدن با سقوط از بالاى مناره و با سر به زمين آمدن فرقى ندارد ؟ آيا پريدن يك انسان چترباز از داخل هواپيما و پرواز در فضاى بىكران با سقوط بهمن عظيم از بلندترين قلههاى جهان يكسان و هر دو جبر است ؟
آيا سقوط يك سنگ و خوردن بر مغز انسان با فرود آمدن مشت گرهكرده و خوردن بر فرق سر يكسان است ؟
هرگز اينها مساوى نيستند و وجدانا فرق دارند و آن اين كه يكى از اين دو تا همراه با قدرت است كه فاعل اگر نخواهد انجام نمىدهد ، ولى آن ديگرى همراه با قدرت
شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 186
مساهمون: العلامة الحلي
ص١٨٦