تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
مبغوض و مكروه او باشد ؛ و گرنه عبث خواهد بود . آن‌گاه اگر اطاعت مكروه ذات حق بود نبايد بدان امر مىكرد و اگر معصيت از كافر مراد حق بود چرا نهى فرموده است ؟ دليل سوم : اگر بنا باشد هرچه كه در خارج تحقق مىيابد اعم از طاعات و معاصى مراد حق باشد ، پس بايد شخص كافر به واسطه كفر ورزيدن مطيع شمرده شود ؛ زيرا وى كارى را كرده كه خدا از او خواسته كه معصيت باشد و اجتناب كرده از آنچه مكروه حق است . همچنين بايد جميع گناه‌كاران امت اسلامى مطيع باشند ؛ چون مراد را انجام داده و از مكروه الهى اجتناب كرده‌اند ، درحالىكه اين سخن بالبداهة باطل است و اشعرى هم بدان ملتزم نيست ؛ چون با اين سخن مسأله ثواب و عقاب ، بهشت و دوزخ ، وعده و وعيد قابل توجيه نيست .

دلايل اشاعره

از قول اينها نيز در كتاب سه دليل مطرح و پاسخ داده شده است . دليل اول : تمام چيزهايى كه در خارج محقق مىشود فاعل و ايجادكنندهء آن خداست چون همه را او آفريده اعم از طاعات يا معاصى ، خوب يا بد و . . . بنابراين ، زشتىها هم به خدا مستند بوده و با ارادهء او انجام مىگيرد ؛ زيرا انجام هيچ كارى بدون اراده براى فاعل مختار ميسر نيست . جواب ما : در مسأله ششم كه داستان جبر و اختيار مطرح خواهد شد ، ثابت مىكنيم كه برخى از افعال و كارهاى ما به خود ما مستند است و فعل ماست نه فعل حق و طاعات و معاصى از اين قبيل است . فانتظروا فانّ الوصول إلى النعمة بعد الانتظار جميل . دليل دوم : اشعرى مدعى است كه مريد همه طاعت‌ها و معصيت‌ها خداوند است به دليل اين كه اگر مريد اين امور خدا نبوده و خود شخص باشد ، اگر فرض كرديم كه خدا از شخص كافر طاعت را مىخواهد ، ولى خود كافر مريد معصيت است ، در چنين فرضى يا اين است كه مراد هر دو محقق مىشود اجتماع نقيضين خواهد بود و هو باطل و يا اين است كه مراد هيچ‌كدام از خدا و بندهء كافر محقق نخواهد شد كه اين ارتفاع نقيضين بوده و باطل خواهد بود و يا اين است كه مراد خدا محقق شده و مراد
شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 183 | العلامة الحلي / على محمدى خراسانى