تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
در مورد خداوند غرض از نوع ثانى بلامانع است ؛ زيرا او فياض على الاطلاق بوده و از طرفى هم بخل در ساحت حق تعالى راه ندارد ؛ پس بايد كمال‌بخش و كمال‌آفرين باشد و وجود موجودات كمال است ، لذا بايد بيافريند و اينها لازمهء خدايى اوست . پس غرض استكمالى محال است نه غير آن . ثالثا غرض خداوند از افعالش منفعت‌رسانى به مخلوقات و نايل كردن آنها به كمالات مناسب به حالشان است نه اضرار به غير ؛ زيرا اضرار به غير قبيح است و كار قبيح از مولاى حكيم صادر نمىشود البته بايد توجه داشت كه منافع دوگونه‌اند : 1 . فوايد شخصى كه به شخص هر موجودى راجع است ؛ 2 . منافع عمومى كه نظام احسن وجود خواهان آن است و گاهى با منافع شخصى متزاحم مىگردد همانند وجود باران رحمت الهى كه به تشنگان ارض حيات نوين مىدهد ؛ ولى براى لانهء مورچگان هم چه‌بسا ضرر داشته باشد . در خاتمه كلامى از متفكر بزرگ اسلامى ، آية اللّه شهيد مطهرى نقل مىكنيم : حكمت خداوند به معناى رساندن موجودات است به كمال لايقشان . . . حكيم بودن خداوند به معناى اين است كه فعلش غايت دارد نه ذات حق . حكمت هر مخلوقى غايتى است نهفته در ذات آن مخلوق و اين كه مىگوييم خدا حكيم است يعنى مخلوقات را به سوى غايات طبيعى آنها سوق مىدهد . « 1 »

5 . خداوند مريد طاعات و كاره معاصى است

پنجمين مسأله در باب افعال الهى آن است كه خداوند نسبت به طاعات و نيكىها مريد و خواهان و نسبت به معاصى و بدىها كاره و ناخواهان است . در اينجا چند سؤال مطرح مىشود : آيا خداوند هم مريد طاعات و هم معاصى است ؟ آيا خداوند نه مريد طاعات و نه معاصى است ؟
هامش
( 1 ) . عدل الهى ، ص 198 .