تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
آيا خداوند مريد معاصى بوده و كاره از طاعات است ؟ آيا خداوند مريد طاعات و كاره از معاصى است ؟ اشاعره مىگويند : هر چيزى كه در خارج واقع مىشود ، بدون استثنا فعل خداوند است چه طاعات و چه معاصى ؛ و هر چيزى كه فعل حق است مراد خداوند هم هست . پس خداوند هم مريد طاعات و هم معاصى است . خداست كه مريد فعل واجب از بعضى و مريد ترك واجب از بعضى ديگر است . خداست كه هم مريد فعل حرام از گروهى و هم ترك حرام از گروه ديگر است . اين سخن اشاعره از آنجا ناشى مىشود كه طرفدار جبر هستند و مىگويند : هرآنچه را كه بندگان انجام مىدهند به ارادهء الهى است و فاعل حقيقى افعال عباد خداوند است ، ولى به دست اين عبد انجام داده ؛ بنابراين ، فاعل معاصى هم خداست . خدا خواسته كه زيد مطيع باشد و بكر عاصى ، خدا خواسته كه خالد كافر بوده و على مسلمان . در اين رابطه حديثى از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم نقل مىكنند كه فرموده است : ما شاء اللّه كان و ما لم يشأ لم يكن . « 1 » در مقابل ، دانشمندان عدليه مىگويند : خداوند فقط مريد طاعات است ؛ چه نسبت به بندگان خوب و چه بد ، چه كافر چه مسلمان و نسبت به معاصى فقط كاره است ؛ چه از مؤمن و چه از كافر . خداوند از بندگانش خواسته كه مطيع بوده و از عصيان دست بردارند و در نظام تكوين هرچه را خدا بخواهد همان انجام خواهد گرفت ؛ ولى در نظام تشريع و در محدودهء افعال اختياريه اين‌چنين نيست كه هرچه را خدا مىخواهد به‌طور جبر حتما انجام گرفته و هرچه را او كراهت دارد حتما ترك شود ، بلكه بشر مختار است و مىتواند با ارادهء خويش مؤمن و مطيع باشد و يا با ارادهء خويش عاصى و كافر گردد . هركدام از اشاعره و عدليه براى اثبات مدعاى خويش دلايلى آورده‌اند :

دلايل عدليه

از قول عدليه در كتاب ، سه دليل عنوان شده كه عبارت‌اند از :
هامش
( 1 ) . الكافى ، ج 8 ، ص 81 .