تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
2 . بر فرض غرض داشتن ، آيا آن غرض به خود ذات حق رجوع مىكند يا به مخلوقات ؟ 3 . بر فرض رجوع غرض به مخلوقات ، آيا آن غرض اضرار به غير است يا نفع‌رسانى ؟ جواب سؤال اول . هدف و يا غرض در اصل لغت عبارت است از آن نشانه‌اى كه رامى و تيرانداز مدنظر قرار داده و به سمت آن شليك مىكند و در اصطلاح علما عبارت است از فوايد بىشمارى كه بر يك عمل مترتب بوده و همان‌ها محرك اصلى فاعل بر انجام فعل‌اند و فاعل اين فعل را براى نيل به آن مقصد انجام مىدهد و به اصطلاح فلاسفه علت غايى يك فعل كه هميشه در مقام تصور بر ساير علل تقدم داشته ، ولى در قمام وقوع خارجى از همهء علل ديگر يعنى فاعلى و مادى و صورى متأخر است . اشاعره مدعى هستند كه افعال خداوند معلل به اغراض نيست ( و به قول خواجه عبد اللّه انصارى : « بإسم من لا غرض له فى افعاله » ؛ « 1 » به نام خداوندى كه در افعال خود غرض ندارد ) و دليلشان آن است كه ما انسان‌ها كه كارى را براى رسيدن به مقصدى انجام مىدهيم ، به دليل آن است كه ناقص هستيم و به اين وسيله مىخواهيم كامل‌تر شويم و به اصطلاح علما غرض استكمالى داريم ؛ ولى خداوند متعال كه كامل على الاطلاق است و نقصى نداشته و كمالى را كه لايق به شأن آن ذات باشد فاقد نيست تا با فعل خود جبران كند ، پس غرض داشتن و داراى محرك بودن بر خداوند محال است . آرى ، منافع بسيارى بر فعل حق مترتب مىشود كه لازمهء فعل‌اند ولى غرض اصلى خداوند نيستند . در برابر اشاعره ، ساير گروه‌هاى اسلامى از قبيل معتزله و اماميه مىگويند : اولا خداى حكيم در افعال خود داراى غرض است و دلايل متعدد عقلى و نقلى بر اين امر دارند كه ما به يك دليل عقلى و يك دليل نقلى بسنده مىكنيم : دليل عقلى : هر فعلى كه براى مقصد و غرض معينى انجام نگيرد نزد همه عقلا
هامش
( 1 ) . تفسير كشف الأسرار و عدة الأبرار ، ج 10 ، ص 627 ، ذيل سورهء قريش .