تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
قدرت دارد يعنى قادر است كه ظلم كند ، خوبان را به جهنم ببرد و . . . ولى در خارج هرگز فعل قبيح را انجام نمىدهد و محال وقوعى است اما اين كه قدرت دارد دليلش آن است كه پيش از اين گفتيم : صدور فعل قبيح از جمله ممكنات اين عالم است و همهء ممكنات مقدور حق واقع مىشوند و قدرت الهى عام به شمار مىرود ؛ پس فعل قبيح هم مقدور حق است . اما دليل اين كه هرگز انجام نمىدهد ، آن است كه در مسأله دوم گفتيم خدا فاعل مختار است و فاعل مختار بدون داعى و اراده فعلى را انجام نمىدهد و خداوند هيچ‌گاه بر فعل قبيح داعى ندارد . پس هيچ‌گاه در خارج فعل قبيح را مرتكب نمىشود . و هذا معنى المحال الوقوعى . دوم . برخى از متكلمين معتزله كه نظام باشد مدعى شده كه خداوند بر فعل قبيح قدرت ندارد و لذا انجام نمىدهد . به دليل اين كه فاعلى مرتكب فعل قبيح مىشود كه يا نسبت به قبح آن جاهل است و يا اگر عالم است نياز دارد و خداوند نه جاهل است و نه محتاج ، بلكه او عالم على الاطلاق و غنى مطلق است ، پس صدور قبيح بر خدا محال است . جواب ما : انجام فعل قبيح براى خداوند استحالهء وقوعى دارد نه اين كه استحاله ذاتى داشته و از محدودهء قدرت حق خارج باشد . ( به نظر مىرسد كه مراد هر دو گروه يكى است ؛ زيرا نظام هم كه مىگويد : صدور قبيح از خداوند محال است ، منظورش استحاله وقوعى است ، نه محال ذاتى و دليل وى شاهد اين امر است و ديگران كه مىگويند : صدور قبيح ممكن است مرادشان امكان ذاتى است نه وقوعى . پس آنچه را كه اكثريت ثابت مىكنند نظام رد نمىكند و آنچه را كه نظام نفى كرده ديگران ثابت نمىكنند فالنزاع لفظى ) .

4 . خداوند در افعال خود غرض دارد

چهارمين مسأله در باب عدل الهى دربارهء غرض داشتن خداوند در افعال خود است و در اين رابطه سه سؤال اساسى مطرح است : 1 . آيا اصولا خداوند در افعال خويش داراى غرض است ؟