ظاهر كند . آنگاه از چه راهى حقانيت انبيا ثابت شود ؟ تنها راه معجزه است آن هم اگر بىدروپيكر باشد راهى براى اثبات صدق نداريم در نتيجه تمام معيارها و قواعد اسلامى به هم مىخورد . پس بايد حكمت الهى را بپذيريم .
در خاتمه اين بحث سخنى از مرحوم مظفر در رابطه با طعن بر اشاعره نقل مىكنيم :
فربّ أمثال هؤلآء الّذين صوروه على عقيدتهم الفاسدة ظالم جائر سفيه لاعب كاذب مخادع يفعل القبيح و يترك الحسن الجميل تعالى اللّه عن ذلك . « 1 »
3 . خداوند بر فعل قبيح قادر است
سومين مسأله در باب عدل كه شعبهاى از حكمت الهى است ، آن است كه آيا خداوند بر فعل قبيح قدرت دارد و با اين حال آن را مرتكب نمىشود ؛ چون داعى و انگيزه ندارد ( طبق بيان مسأله دوم ) و يا اصولا قدرت بر انجام فعل قبيح نداشته و صدور قبيح از ذات حق محال و ممتنع است ؟
به عقيده فلاسفه ، محالات سه نوعاند :
1 . محال ذاتى ، مانند اجتماعى نقيضين در خارج و همانند دور و تسلسل در خارج كه ذاتا ممتنعاند ؛
2 . محال وقوعى ، مانند تحقق هر معلولى در خارج بدون علت تامه كه امكان ذاتى دارد ولى در مقام وقوع خارجى مستحيل است ؛
3 . محال عادى ، يعنى در نزد عرف و عادت مردم امرى مستحيل است ولى عند العقل استحالهاى ندارد ؛ مثلا تصور حاتم بدون جود و سخاوت عادتا محال است ؛ ولى با دقت عقليه ميسور است كه انسان ذات و شخص حاتم را تصور كند بدون جود و بخشش .
در مسأله دو نظر مطرح است :
يكم . اكثر متكلمين اسلامى از معتزله و اماميه مىگويند : خداوند بر فعل قبيح
هامش
( 1 ) . عقائد الامامية ، ص 20 .