تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
بيان مطلب : حدوث و قدم در يك تقسيم دو قسم مىشوند : اضافى و حقيقى . حدوث و قدم اضافى و نسبى در ميان عامه مردم متداول است ؛ يعنى در عرف عام ، قديم آن است كه زمان طولانى بر آن گذشته باشد و حادث آن است كه زمان كمترى بر آن گذشته باشد . مثلا مىگوييم : قديمىها چنين‌وچنان مىكردند و متجددين چنين مىكنند . حدوث و قدم حقيقى هم دو قسم است : ذاتى و زمانى . منظور از حدوث و قدم ذاتى آن است كه : الحادث هو المسبوق بالغير ؛ همانند ممكنات كه مسبوق به واجب الوجودند و همانند حرارت و روشنايى عالم كه مسبوق به نار و شمس‌اند و اصولا هر معلولى مسبوق به علت است و علت تقدم رتبى بر آن دارد . در مقابل : القديم هو الذى ليس بمسبوق بالغير ؛ مثل ذات خداوند كه سابق بر هر چيزى است و خود مسبوق چيزى نيست . فلاسفه در مورد واجب الوجود و ممكنات اين قسم از حدوث و قدم را قائل‌اند . مراد از حدوث و قدم زمانى عبارت است از اين كه : الحادث هو الذى سبقه العدم ؛ يعنى نبود ، سپس بود شد . و القديم هو الذى لم يسبقه العدم ؛ يعنى نمىتوان درباره‌اش گفت : نبوده ، بعد پيدا شده . متكلمين نوعا اين قسم از حدوث و قدم را قائل‌اند و جناب علّامه حدوث را به معناى حدوث ذاتى مىگيرند و مىفرمايند : « من حدوث زمانى را قبول ندارم و طبق اين معنا حدوث هم امرى وجودى است و سنخيت دارند » . 7 . شما گفتيد علت صحت رؤيت ، وجود است . ما مىگوييم : چه مانعى دارد كه علت صحت رؤيت مطلق الوجود نباشد ، بلكه وجود به شرط الامكان أو الحدوث باشد ؟ اين امر كاملا محتمل است . آن‌گاه ذات حق نه ممكن است و نه حادث پس مرئى نيست . اشكال : امكان و حدوث از امور عدميه‌اند و امر عدمى كه شرطيت ندارد . جواب : خير هيچ مانعى نيست از اين كه ما امور عدميه را شرط بدانيم ؛ منتهى برخى از امور وجودشان شرط بوده و برخى ديگر عدمشان شرط است . 8 . شما گفتيد : وجود مشترك است ميان جسم و عرض . ما مىگوييم : مفهوما آرى ،