جواب : ما و اشاعره قبول داريم كه جملهء
إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ
را بايد تأويل برد و بر خلاف ظاهر حمل كرد ، ولى در مقام تأويل وجوهى قابل ذكر است كه يكى از آنها وجه باطل اشاعره است ؛ اما وجوه بهترى هم هست كه عبارتاند از :
1 . بگوييم كه در آيه مضافى مقدر است و منظور اين است كه
« إِلى *
ثواب
رَبِّها ناظِرَةٌ »
نظير
وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ
اى اهلها ،
وَ جاءَ رَبُّكَ
اى
جاءَ *
امر
رَبُّكَ *
و . . . طبق اين توجيه ، آيه از موضوع بحث ما خارج است .
2 . كلمهء
« إِلى » *
را حرف جرّ ندانسته ، بلكه اسم بدانيم و بگوييم مفرد « آلاء » است و كلمهء
« فَناظِرَةٌ » *
هم به معناى « منتظرة » باشد و معناى آيه اين است كه چهرههايى در آن روز خرّماند و نعمت پروردگارشان را انتظار مىكشند . بنابراين ، آيه از موضوع بحث ما خارج است .
اشكال : اين تفسير با مقام آيات سازگار نيست ؛ زيرا آيات در مقام بيان نعمت و شاد كردن مؤمنان است ، درحالىكه منتظر بودن و انتظار كشيدن نعمت سبب غم و اندوه است .
جواب : خداوند در اين آيات حال دو گروه را بيان كرده است :
يكم . بهشتيانى كه در نعمت خواهند بود ؛
دوم . جهنميانى كه به نقمت گرفتار مىشوند .
حالات مذكور قبل از ورود به بهشت و جهنم است ؛ زيرا در آيه مىفرمايد :
تَظُنُّ أَنْ يُفْعَلَ بِها فاقِرَةٌ ؛
[ چرا كه ] دانند مورد عذابى كمرشكن قرار خواهند گرفت .
اگر وارد جهنم شده بودند ، صحبت از « تظنّ » نبود . به قرينه مقابله احوال بهشتيان را هم قبل از آن بيان مىكند . حال كه مطلب از اين قرار است كه خداوند به بهشتيان وعده حتمى ثواب و نعمت داده ، انتظار كشيدن چنين نقمتى سبب غم نيست ؛ بلكه لحظهبهلحظه سبب سرور و شادمانى بيشتر است ، همانند انسانى كه يقين دارند كه در آينده نزديكى پاداش و سود بزرگى نصيب او خواهد شد . چنين كسى قطعا منتظر آينده درخشانى است و از هماكنون شادمانى در چهرهء او هويداست ، اگرچه وقت آن