چون ذات خدا نامحدود است ، صفات او هم نامحدود است .
امام جعفر صادق عليه السّلام مىفرمايد :
لم يزل اللّه عزّ و جلّ ربّنا و العلم ذاته و لا معلوم و السّمع ذاته و لا مسموع و البصر ذاته و لا مبصر و القدرة ذاته و لا مقدور . « 1 »
قول دوم . در مقابل قول اول ، بيشتر متكلمين اهل سنّت مبتلا به شرك صفاتى شده و روى هم رفته سه قول از آنها ابراز شده است :
1 . اشاعره مىگويند : صفات خداوند يك سلسله معانى زايد بر ذات هستند ، ولى قائم به ذات و از لوازم ذاتاند و همانند خود ذات قديم هستند . آنها معتقدند كه خداوند قادر است به قدرتى كه قديم است ، و عالم است به علمى كه قديم است و حىّ است به حيات قديمه و . . .
2 . بيشتر معتزله بر آناند كه ذات حق در اصل ذات با ساير ذوات فرقى ندارد . تنها خداوند اختصاص دارد به حالتى به نام الوهيت كه موجب چهار حالت ديگر شده و آن حالت نه موجود است و نه معدوم ، بلكه واسطهاى ميان وجود و عدم است .
3 . گروهى از معتزله - كه كراميه باشند - مىگويند : صفات خدا زايد بر ذات و حادث است .
ما رأى اول - كه رأى فلاسفه بود - را صحيح دانسته و معتقديم كه ذات و صفات و خود صفات با يكديگر به حمل اولى ذاتى و حمل مفهومى متغايرند ، ولى به حمل شايع صناعى يعنى حمل مصداقى متحدند و در خارج به يك وجود موجودند . بر اين امر براهين متعدد عقلى داريم :
يكم . خداوند علت تامّهاى است كه جميع معلولات مع الواسطه يا بلا واسطه به او منتهى مىشوند و هر كمالى را كه داراى معلول باشد ، علّت تامّه بهطور كاملتر آن را دارد ، و الّا هرگز فاقد كمال معطى كمال نخواهد بود . پس واجب الوجود تعالى داراى جميع كمالات وجودى است ، آن هم بالذات نه بالغير .
هامش
( 1 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 107 ، باب صفات الذات ؛ التوحيد ، ص 139 .