ذات حق است و جهان يك قطبى بوده و ماهيت از اويى و به سوى اويى دارد . اين بعد در بيان نفى شريك از خداوند بيان شد .
2 . توحيد در صفات : يعنى شناخت اين معنا كه صفات كماليه خداوند عين ذات او بوده و خود صفات هم در خارج عين يكديگرند . اين قسم را در همين مبحث بيان خواهيم كرد .
3 . توحيد در افعال : يعنى شناخت اينكه جهان با همه اسباب و مسبّبات فعل حق بوده و قائم به اراده الهى است و احدى از خود استقلال ندارد ؛ و لا حول و لا قوّة الّا باللّه العلى العظيم .
4 . توحيد در عبادت : يعنى شناخت اينكه يگانه معبود حقيقى و راستين خداست و تنها خدا را مطاع دانستن و تنها او را جهت حركت قرار دادن و زندگى را به رنگ او درآوردن و براى او مردن و زيستن . به فرموده قرآن كريم :
وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ . . .
إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ ؛
« 1 »
من از روى اخلاص ، پاكدلانه روى خود را به سوى كسى گردانيدم كه آسمانها و زمين را پديد آورده است ؛ و من از مشركان نيستم . . . در حقيقت ، نماز من و [ ساير ] عبادات من و زندگى و مرگ من ، براى خدا ، پروردگار جهانيان است .
در كتب كلاميه توحيد در افعال و عبادت مطرح نيست . ازاينرو ، بحث ما توحيد در صفات است .
از قديم الايام در ميان متكلمين اسلام اين بحث مطرح بوده كه آيا صفات خداوند حادث است يا قديم ؟ بر فرض قدمت ، آيا صفات خداوند عين ذات اوست و يا زايد بر ذات او ؟
صفات خدا را دو قسم كردهاند :
هامش
( 1 ) . سورهء انعام ، آيه 79 و 162 .