صفاتى كه براى واجب الوجود ثابت است اعم از ثبوتيه و سلبيه از صفات مقوم ذاتاند و برخى از آنها را كه كمالاند واجب الوجود حتما دارد و برخى را كه از نقايصاند محال است كه داشته باشد و شق ثالث ندارد . حال مىگوييم : اگر خداوند در اصل ذات محتاج به غير باشد لازمهاش امكان اوست نه وجوب وجود . نيز اگر در صفات ثبوتيه و سلبيه هم محتاج به غير باشد لازمهاش امكان اوست ؛ زيرا ذات موقوف بر اين صفات است و اين صفات موقوف بر غير هستند . پس در نتيجه ذات هم موقوف بر غير خود مىشود و هر ذاتى كه محتاج به غير بود ، ممكن ، و ممكن قسيم واجب است . پس اگر خداوند محتاج به غير باشد لازم مىآيد ممكن باشد ، و هذا خلف محال .
11 . خداوند داراى لذت و الم نيست
يازدهم از صفات سلبيه خداوند اين است كه واجب الوجود بودن خداوند مقتضى است كه ذات حق داراى لذت و الم ( خوشى و ناخوشى ، شادى و غم ، ملايمت و ناملايمت ) نباشد .
بيان مطلب : لذت و الم ، هركدام دو شعبه دارند :
1 . لذّات و آلام حسّى و مادّى : مثلا انسان در فلان وقت از فلان غذا به لحاظ اعتدال مزاج لذت مىبرد و در فلان وقت از همان غذا به لحاظ انحراف مزاج از حد اعتدال به سوى افراط يا تفريط متنفر بوده و رنج مىبرد . اين قسم از لذّات و آلام براى ذات حق محال است ؛ زيرا اين امور از توابع جسماند و بايد جسمى باشد و مزاجى داشته باشد و توسط آن لذات و آلام حسى را احساس كند . قبلا ثابت كرديم كه ذات حق موجودى مادى و جسمانى نيست ، بلكه حقيقتى مجرد و فراسوى ماده و ماديات است و بر ذات مجرده اين امور محال است .
2 . لذّات و آلام عقلى كه مدّ نظر حكماست : در اينجا لذت به معناى ادراك امرى كه ملايم و سازگار با ذات ادراك است ؛ مثلا ادراك كمال لذتبخش است ، چون مناسب با نفس است و همچنين لذت علم و . . . و الم نيز در اينجا به معناى ادراك امور منافيه با نفس مدرك است ؛ مثلا ادراك نقايص و صفات رذيله و محدوديتها براى مدرك