تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
براهين مطلب : جناب علّامه در كشف المراد ، براى اثبات اين مدعا سه برهان اقامه كرده است . برهان اول : پس از اين‌كه در برهان امكان و وجوب به اثبات رسيد كه خداوند واجب الوجود لذاته است ، مىگوييم : واجب الوجود يعنى حقيقتى كه مستجمع جميع صفات كماليه بوده و فاقد هرگونه نقص و كمبودى است . چنين موجودى معقول نيست كه محتاج باشد ، پس تصور واجب الوجود مستلزم تصديق به غنى بودن اوست . برهان دوم : از آنجا كه همه ممكنات بدون استثنا ممكن الوجودند ، محتاج به ذات حق هستند . اصل و كمالات هستى در ذات آنها نبوده و خداوند به آنها داده است . حال اگر بنا باشد ذات حق تعالى حاجت‌مند به ممكنات باشد ، در اصل ذات و يا در كمالات ذات مستلزم دور خواهد بود ؛ يعنى لازم مىآيد كه ممكنات محتاج به خدا و خدا محتاج به ممكنات باشد و دور باطل است ؛ چون مستلزم تناقض است ، به بيانى كه قبل از اين عنوان شده است . اشكال . مقدمه : هر دورى باطل نيست ، بلكه دور ، دو نوع است : 1 . دو شىء بر يكديگر متوقف باشند ، آن هم از يك جهت معين ؛ مثلا زيد در اصل وجود وابسته به خالد باشد و خالد هم وابسته زيد در همان اصل وجود . اين قسم باطل و محال است . 2 . دو چيز بر يكديگر وابسته و نيازمند باشد ، ولى هركدام از جهت خاصى غير از جهت ديگر . مثلا زيد در داشتن كمال علم منطق و فلسفه محتاج به خالد باشد و خالد در دارا شدن كمال علم فقه و اصول محتاج به زيد باشد بلا مانع است ؛ چون وحدت در جهت ندارند چنان‌كه دربارهء خواجهء طوسى و علّامه حلّى صاحبان متن و شرح كتاب نقل شده كه بيست سال باهم تبادل علم مىكردند . خواجه در معقولات معلّم علّامه بود و علّامه در منقولات . شگفتا كه علّامه مىفرمايد : « در طول اين بيست سال هرگز مكروهى از جناب خواجه مشاهده نكردم » . در هر صورت اين قسم از دور محال نيست .