تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( شرح تبصره علامه حلى ) ( فارسى ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
الفصل السادس فى النقد و النسيئة و المرابحة ، اطلاق العقد يقتضى حلول الثمن فان شرطا تأجيله مدة معينة صحّ و يبطل فى المجهولة و كذا لو باعه بثمن حالّا و بازيد مؤجّلا و اذا باع نسيئة ثم اشتراه قبل الاجل بزيادة او نقصان من جنس الثمن و غيره حالّا و مؤجلًا صح مع عدم الشرط و لو
شرح
يعنى مشترى چيزى بخرد و همه آنچه خريده بدست او نيايد و يكى خيار شركت است و بالجمله در هر معامله كه همهء مدلول صيغه محقق نشود آنكه بزيان او است خيار فسخ دارد . و بجا است كه فهرست‌وار چهارده مورد را از زبان شهيد بشنويم : 1 - خيار مجلس 2 - خيار حيوان 3 - خيار شرط 4 - خيار تأخير 5 - خيار ما يفسدُ ليومه مثل شير - سبزى - ميوه‌جات و . . . 6 - خيار رؤيت 7 - خيار غبن 8 - خيار عيب 9 - خيار تدليس 10 - خيار اشتراط 11 - خيار شركت 12 - خيار تعذر تسليم 13 - خيار تبعض صفقه [ متاع ] 14 - خيار تفليس « مفلس شدن » .

6 - فصل ششم : بيع نقد و نسيه و مرابحه

چهارمين بحثى كه در باب بيع است راجع به چند نوع از انواع بيع است بيان مطلب : بيع نسبت به تعجيل و نقد بودن ثمن و مثمن و يا تأجيل و تأخير و نسيه بودن آن به چهار قسم تقسيم مىشود : 1 - هم ثمن و هم مثمن هر دو معجّل باشد و هيچ‌كدام مدّت دار نباشند بلكه در موقع معامله دادوستد شود اين را بيع نقد گويند و وجه تسميه‌اش آنست كه ثمن اين معامله نقد و معجّل است عرب مىگويد : نقد الثمن اى اعطاه اياه معجّلًا و نوع معاملات رايجه از همين قبيل است 2 - هم ثمن و هم مثمن هر دو نسيه و مؤجل و مؤخر باشد كه اين را در اصطلاح فقها بيع كالى به كالى گويند كه به معناى