من العيوب و لا بينة فالقول قول المشترى مع يمينه و لو ادّعى المشترى تقدم العيب على العقد فالقول قول البائع مع يمينه ،
شرح
مىشود براى جاريه آن را به مالك اوّلى ردّ كند همراه با نصف عشر قيمت يعنى 1 / 20 قيمت آن و نيز مگر در موردى كه گوسفندى را خريد كه به ظاهر پرشير به نظر مىرسيد و آن را دو شيد بعداً معلوم شد كه مدتى آن حيوان را ندوشيده بودند و پستانها بزرگ به نظر مىرسيد و گمان مىكرد كه واقعاً شير آن زياد است در اينجا هم مشترى و لو تصرف كرده ولى حق ردّ او باقى است و امّا شيرى كه دوشيده بايد به فروشنده بدهد و يا قيمت آن را اگر خود آن متعذّر است .
3 - پس از ظهور عيب اگر حق الخيارش را ساقط نمود بازهم ساقط مىگردد .
12 - اگر فروشنده بگويد من هنگام معامله از عيب تبرّى جستم و آن را بر عهده نگرفتم و مشترى انكار كند چنانچه بايع بيّنه يعنى دو شاهد عادل بياورد قول او مقدم است و گرنه نوبت به مشترى مىرسد و قول مشترى كه منكر است با قسم مقدم مىشود به مقتضاى قانون مسلم البيّنة على من ادّعى و اليمين على من ادّعى عليه .
13 - و اگر خريدار بگويد مال پيش از معامله معيوب بوده و فروشنده مدّعى شود كه خير نزد خريدار معيوب شده در اينجا قضيه عكس مىشود يعنى فروشنده منكر و خريدار مدّعى است و اگر مدّعى بينه نداشت قول منكر با قسم مقدم است .
[ در خاتمه بحث خيارات بايد دانست كه مشهور بين فقهاء همين هفت مورد است ولى شهيد در كتاب لمعه چهارده مورد بر شمرده از جمله آنها خيار تدليس است يعنى بايع كالا را بهتر از آنكه هست بنماياند و مشترى را فريب دهد و يكى خيار اشتراط است يعنى يكى از دو طرف در ضمن عقد البيع ملتزم به عملى شود آنگاه اگر انجام ندهد طرف ديگر حق فسخ دارد و يكى خيار تبعّض صفقه است