الثاني : ان ينمو في ملكه فلو انتقل اليه بالبيع او الهبة او غيرهما لم تجب الزكاة ان كان نقلها بعد بدوّ الصلاح و ان كان قبله وجبت و يتعلق
شرح
من و مجموع مىشود في المثل اگر 400 من گندم داشته باشد بايد 30 من زكات بدهد كه 20 من براى دويست من و 10 من براى دويست من ديگر .
ب : محاسبهء مرحوم شعرانى در شرح تبصره : فرموده تقسيط يعنى حدّ وسط را گرفتن يعنى نه و نه بلكه زكات بدهد پس از 400 من گندم در حدود من بايد زكات بدهد و به نظر مىآيد كه محاسبهء اوّل صحيح باشد .
2 - شرط دوّم اينست كه هر يك از غلات اربع در ملك خود مالك رشد و نمو بكند يعنى خودش بذر را پاشيده و زراعت به عمل آمده يا خودش نهال درخت خرما يا انگور را بر زمين نشانده و ميوه به عمل آمده بنابراين اگر بدين وسيله مالك نشده بلكه بتوسط انتقال مالك شده يعنى ديگرى كاشته يا نشانده سپس به اين شخص منتقل شده [ انتقال قهرى باشد مثل ارث يا اختيارى باشد آن هم نقل معاوضى باشد مثل بيع يا غير معاوضى و مجانى باشد مثل هبه و بخشيدن ] در اينجا دو صورت دارد :
1 - قبل از زمان تعلّق و وجوب زكات در هر يك از غلّات اين انتقال حاصل شده در اين صورت زكات بر منتقل اليه است چون وجوب و تكليف به زكات در زمان مالكيت او حاصل شده .
2 - بعد از زمان تعلّق زكات اين انتقال حاصل شده در اين صورت زكات را بايد منتقل عنه بدهد و ذمّه منتقل اليه بدهكار نيست .
سؤال : تعلّق زكات به غلات در چه زمانى است ؟ .