بسكة المعاملة ، و نصاب الذهب عشرون ديناراً ففيه نصب دينار ثم اربعة دنانير و فيها قيراطان و هكذا دائماً و لا يجب فيما نقص عن عشرين و لا عن اربعة شيء .
و نصاب الفضة مائتا درهم ففيها خمسة دراهم ثم اربعون ففيها درهم
شرح
و دينار بر او اطلاق شود و الّا زكات ندارد .
3 - نصاب يعنى طلاها و نقرههاى مالك در حدّ نصاب هم باشند .
و امّا مقدار نصاب : دينار يا طلاى سكهدار داراى دو نصاب است :
نصاب اوّل : بيست دينار و زكات آن يعنى نيم دينار يا نيم مثقال شرعى طلاى خالص [ مثقال شرعى 18 نخود است كه نصف آن 9 نخود مىشود ] .
نصاب دوّم : چهار دينار و زكات آن نيز يعنى دو قيراط است هر دينار معادل با بيست قيراط است كه چهار دينار معادل هشتاد قيراط مىشود و آن دو قيراط است و هر قيراطى معادل با چهار جو است آنگاه در كمتر از بيست دينار زكاتى نيست ما بين بيست تا 24 هم زكات نيست و از 24 به بعد هم تا بىنهايت چهار دينار چهار دينار محاسبه مىكنند و براى هر چهار دينار دو قيراط زكات مىدهد ، و نقرهء سكهدار يا درهم نيز داراى دو نصاب است :
نصاب اوّل : دويست درهم و زكات آن يعنى پنج درهم است .
نصاب دوّم : چهل درهم است و زكات آن يعنى يكدرهم است .
و در كمتر از دويست درهم زكات نيست در مازاد هم تا به 40 نرسد زكات نيست و از آنجا به بعد اگر صد هزار درهم كه داشته باشد چهل چهل حساب كرده و براى هر چهل درهم يك درهم بدهد .
مسأله : همانطور كه در بالا اشاره شد سبائك زكات ندارند [ سبائك جمع سبيكه است و آن عبارتست از شمش طلا يا نقره يا قطعهء طلا كه هنوز به قالب نريختهاند ] .