تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( شرح تبصره علامه حلى ) ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
عشرين درهما و كذا الحقة و الجذعة و ابن اللبون يساوي بنت المخاض الرابعة : لا يجب اخراج العين بل يجوز دفع القيمة الفصل الثاني في زكات الذهب و الفضة تجب الزكاة فيهما بشروط الحول و قد مضى و النصاب و كونهما مضروبين
شرح
بدهد از سن پائين‌تر مىدهد به اضافه دو گوسفند يا بيست درهم [ اين قيمت را از زمان علي ( ع ) نقل كرده‌اند و شايد در زمانهاى بعدى قيمتها متفاوت باشد ] في المثل بايد بنت لبون بدهد ولى ندارد بلكه بنت مخاض دارد آن را داده و دو گوسفند هم مىدهد و هكذا نسبت به مراحل بعدى يعنى حقّه و جذعه .

مسأله چهارم :

از جمله مسائلى كه همهء فقها بدان فتوا داده‌اند اينست كه اگر چه زكات به خود عين خارجى يعنى 40 گوسفند مثلًا تعلق مىگيرد ولى واجب نيست از عين زكات بدهد بلكه اگر قيمت هم بدهد مجزى است [ پس اگر همهء اموال زكوى را هم بفروشد معامله صحيح است چون تبديل به قيمت در اختيار او است ] .

فصل دوّم : نقدين [ طلا و نقره ]

در نقدين يعنى طلا و نقره با سه شرط زكات واجب مىشود : 1 - حلول حول يعنى از وقتى كه شخص مالك طلا يا نقره شده تا يك سال اين اموال در ملك او باقى بمانند و تفصيلًا معناى حول را در باب انعام آورديم اينجا هم چنان است . 2 - طلا و نقره مسكوكين بر سكهء معامله باشند [ مراد از سكه آنست كه نقشى بر روى آن زده باشند تا نشانهء آن باشد كه اين فلز نقد رايج بازار است و با آن معامله مىشود يعنى قيمت اشياء را با آن مىسنجند و فرقى ندارد كه آن سكه نوشته‌اى باشد يا عكس ] پس در سبيكه يعنى شمش طلا و نقره زكات نيست و خلاصه بايد درهم