و لا يجوز الصلاة في جلد الميتة و ان دبغ و لا جلد ما لا يؤكل لحمه و ان ذكى و دبغ و لا في صوفه و شعره و وبره و لا الحرير المحض للرجال مع الاختيار و يجوز في الحرب و للنساء و الركوب عليه و الافتراش و لا في المغصوب و لا
شرح
و نيز در ساترى كه از پشم يا مو و يا كرك اين حيوانات تهيه شده باشد نماز جايز نيست .
2 - ساتر از اجزاء ميته نباشد [ توضيح اينكه حيوانات حلال گوشت اگر با شرائط مذكور در باب صيد و ذباحه ذبح شوند مذكّى بوده كه هم پاكند و هم خوردن گوشت آنها حلال است ولى اگر آن شرائط نباشد اين حيوان ميته « مردار » شده كه هم نجس و هم حرام خواهد بود و خود ميته شتر يا گوسفند مثلًا داراى دو دسته از اجزاء است :
1 - اجزائى كه قبول حيات مىكنند مثل پوست .
2 - اجزائى كه حيات و روح در آنها حلول نمىكند مثل مو و پشم و كرك حال ساتر از پوست ميته نبايد باشد اگر چه اين پوست دباغى شده باشد آرى از پشم و كرك آن اشكالى ندارد ] .
3 - اگر نمازگزار مرد است بايد لباس او از ابريشم خالص نباشد البته براى زنها اشكالى ندارد و براى مرد هم در چند مورد بلا مانع است :
الف : در حال ضرورت مثل اينكه ساتر ديگرى ندارد غير از ابريشم و به اين ساتر هم نيازمند است جهت حفظ از سرما و گرما ولى در حال اختيار جايز نيست .
ب : در حال جنگ : در ميدان جنگ هم بلا مانع است .
ج : پارچهء ابريشمى را بر روى اسب يا مركب ديگر بيندازد و بالاى آن سوار شده و نماز بگذارد [ البته در مواردى كه سواره هم نماز خواندنش جايز است مثل نافله و . . . ] د : فرش يا پارچهء ابريشمى را فرش قرار داده و بر روى آن نماز بخواند [ سرّ مطلب در قسم سوم و چهارم اينست كه بنابراين ساتر اطلاق نمىشود ] .
4 - ساتر نبايد غصبى باشد [ غصب عبارتست از : تصرف در ملك غير بدون