هان اى مردم ! كدامين دل است كه در اين فاجعهء جانكاه نسوزد ؟ ! و كدامين ديده است كه نگريد و از سيلاب اشك خوددارى ورزد ؟ ! ( 1 ) و كدام مرد و كدامين زن با ايمان و آزادمنش است كه پس از شهادت جانسوز آن حضرت و خاندان و يارانش شادمان گردد ؟ ! اين در حالى است كه افلاك و كهكشانها در شهادت جانگداز او گريه كردند ، درياهاى پهناور ، آسمانهاى بىكران ، زمينهاى گسترده ، درختان سر به آسمان كشيده ، ماهيان بىشمار دريا ، فرشتگان مقرّب بارگاه خدا و تمامى آسمانيان و زمينيان در سوگ جگر خراش آن حضرت گريستند ! هان اى مردم ! كدامين قلب بشر دوست است كه در غم شهادت سالار خوبان نشكافد ؟
كدامين دل آرمانخواه است كه شيفتهء ارزشهاى والاى وجود گرانمايهء او و سبك و سيرهء خدا پسندانه و آزادمنشانه او نگردد و بر ريخته شدن خون مقدّس او اندوهگين نشود ؟
و كدامين گوش است كه بتواند فاجعهء شكافى را كه از اين رويداد سهمگين بر پيكر اسلام وارد آمد ، بشنود و صاحبش اندوه زده و پريشان خاطر نگردد ؟
هان اى مردم ! كار ما خاندان وحى و رسالت به جايى رسيد و روزگار چنان شد كه ما را از خانه و كاشانهء خويش دور ، و آوارهء هر كوى و برزن ، و دربدر شهرها و بيابانها ساختند ! ! ! به ما بسان فرزندان ترك و كابل - كه روزگارى از اسلام و فرهنگ و رعايت حقوق و حرمت ديگران بيگانه بودند - نگريستند ؛ و اين در حالى بود كه ما نه به گناهى دست زده بوديم و نه كار ناخوشايندى از ما سر زده بود تا در خور اين همه فشار و بيداد باشيم ! ! ! راستى كه بر ما ستمى رفت كه در امّتها و جامعههاى پيشين بىسابقه است ، چنين چيزى نه گوشها شنيدهاند و نه چشمها ديدهاند ؛ و اين رفتار جز جنايت و بيدادى وحشتناك در حق آموزگاران ارزشها و آرمانهاى و الا و پيام آوران صلح و آزادى و عدالت و پرچمداران حقوق انسانها نبود ! اى مردم ! به خداى سوگند ، اگر پيامبر به جاى آن همه سفارشها و وصيّت به مهر و محبّت به ما ، به دشمنى و پيكار با ما سفارش مىكرد و به كشتن و آواره نمودن و پايمال ساختن حقوق ما فرمان مىداد ، فراتر از آنچه در حقّ ما انجام شد و بدتر از آنچه با ما رفتار گرديد ، امكان پذير نبود ! !
فإنا لله و انا اليه راجعون
. ( 2 ) در اين هنگام « صعصعة بن صوحان » - كه بر اثر درد پا و بيمارى ، زمين گير شده و
مثير الأحزان ( در سوگ امير آزادى ) ( فارسي ) — صفحة 370
مساهمون: على كرمى
ص٣٧٠