تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مثير الأحزان ( در سوگ امير آزادى ) ( فارسي ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
از خانه‌ها بيرون ريختند و شيون كنان به سوى دروازهء شهر به حركت در آمدند . اين خبر جانگداز بسان توفانى سراسر شهر را فرا گرفت و بانوى پرده‌نشين و پوشيده‌اى در آن سامان نماند ، جز اينكه بيرون آمد و گريان و شيون كنان و بر سر و چهره زنان ، راه دروازهء شهر را در پيش گرفت . راستى كه آن روز ، روزى غمبار بود ؛ به گونه‌اى كه شهر پيامبر روزى جانسوزتر و سخت‌تر و دهشتناك‌تر از آن روز به خود نديده بود و آن همه چشمان اشكبار و سوگوار و امواج ناله و فرياد به ياد نداشت ! ( 1 ) آرى ، مردم يكپارچه به آهنگ ديدار يادگار حسين عليه السّلام به سوى دروازهء شهر به راه افتادند و همهء كوچه‌ها و راه‌ها از جمعيّت پوشيده شد . « بشير » در اين مورد مىگويد : من هم بىدرنگ خود را به دروازهء شهر و سراپردهء زين العابدين رساندم ؛ ديدم آن بزرگوار در حالى كه با دستمالى اشكهاى خود را مىگيرد ، از سرا پرده‌اش بيرون آمد . يكى از كارگزاران بيت امامت چهارپايه‌اى در برابر مردم قرار داد و يادگار حسين در حالى كه سخت اندوه زده بود بر روى آن نشست . مردم با ديدن آن حضرت فرياد و شيون سر دادند و به او تسليت گفتند و توفانى از غم و اندوه آسمان شهر را فرا گرفت . پس از چند دقيقه آن بزرگوار با اشارهء دست ، فرمان سكوت و آرامش داد ! و از پى آن غريو ناله و فرياد مردم فروكش كرد و خاموش شد .

سخن جانسوز آن حضرت در دروازهء مدينه

( 2 ) چهارمين امام نور نخست آفريدگار فرزانه را با زيباترين واژه‌ها و رساترين جمله‌ها ستايش كرد و به بارگاه او سپاس گفت و آن گاه فرمود : هان اى مردم ! مصيبت‌ها و رويدادهاى سهمگينى بر ما خاندان وحى و رسالت - به خاطر دفاع از دين راستين خدا و حقوق و آزادى و امنيت بندگان او - فرود آمد و ما به وسيلهء آنها مورد آزمون قرار گرفتيم و شكافى بزرگ و خطر خيز در پيكر اسلام روى داد ! سالار شايستگان و پيشواى اصلاحگران ، حسين عليه السّلام و نزديكان و مردان آزاديخواه و روشن‌انديش خاندانش را كشتند ! بانوان حرم آن حضرت و دختران آگاه و سرفرازش را به بند كشيدند و به اسارت بردند ! و سر مقدّس و منوّرش را بر فراز نى كردند و در شهرها گرداندند ! !