تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مثير الأحزان ( در سوگ امير آزادى ) ( فارسي ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
عقيل گريه سر دهيد و سوگوارى كنيد ؛ و نيز به عموزادهء پيامبر كه در راه حق و عدالت و يارى رسانى به پيشواى آزادى فروگزار نكرد .

بازگشت خاندان وحى و رسالت به مدينه

( 1 ) سرانجام خاندان گرانمايهء پيامبر و ياران فداكار آنان پس از غيبتى طولانى از مدينه به سوى شهر و ديار خويش باز آمدند . آنان گر چه رسالت بزرگ و تاريخى خويش را در آن شرايط حساس و بحرانى - كه نفى استبداد و انحصار و دين سالارى هراس انگيز اموى بود ، با تفسير درست و بشر دوستانهء دين خدا و دعوت همگان به حق و عدالت و هشدار از قانون‌شكنى و بيداد - به شايستگى ادا كردند و با روشنگرى و رساندن پيام نهضت عدالتخواهانه و اصلاح‌طلبانهء عاشورا به مردم در بند اختناق و خشونت اموى ، به پيروزى بزرگ فكرى ، فرهنگى ، معنوى و عاطفى نايل آمدند ، امّا به خاطر شهادت جانسوز شايسته‌ترين انسانها و پشت سر نهادن پيكر به خون خفتهء بزرگ پرچمدار آزادى و والايى در پهن دشت خشك و سوزان نينوا بدون يار و ياور و مونس و همراه و بدون پيروزى ظاهرى و با چشمانى گريان و دلهاى بريان گام بر دروازهء شهر نهادند ؛ در حالى آمدند كه ديدگانشان بر يتيمى و پژمردگى گلهاى بوستان رسالت و كودكان خاندان پيامبر اشكبار بود . و دريغ است كه من خاك كف پاى آنان نباشم و با اين سروده‌ام در سوگ آنان شركت نكنم : ( 2 )
و لما وردنا ماء يثرب بعد ما * اسلنا على السبط الشهيد المدامعا . . . .
آن گاه كه پس از روان ساختن سيلاب اشك بر پيشواى آزادى و نواده گرانمايهء پيامبر بر كرانه‌هاى مدينه در آمديم ، و آن گاه كه بر اثر باران رنج‌ها و گرفتارها بر ما ، گردن مركب‌هاى كاروانيان اندوه زده فرود آمد ، و گرامى مردانى از خاندان پيامبر و امانت‌هاى ارجمند او در راه عدالت و آزادى جام شهادت را سر كشيدند ، و آن گاه كه شادمانى خاندان بنى هاشم - كه بسان ماه‌هاى نورافشان بودند - به گرفتارى و اندوه تبديل شد . . . ، آرى ، در آن شرايط ، ما در برابر سراها و آثار بر جاى مانده از خاندان پيامبر ايستاديم و با قلبى اندوه زده در سوگ جانسوز آنان از ژرفاى دل ناله سرداديم .