انبوهى را گرد آورد و آن گاه از عبد اللَّه بن زبير بريد و اعلان استقلال كرد .
4 - و گروهى نيز بر آنند كه مختار هم اشتباهات بسيارى دارد و هم كارهاى شايستهء فراوانى ، اميد كه خدا گناهانش را بخاطر كارهاى شايستهاش ببخشد .
مگر نه اينكه قرآن مىفرمايد :
«
إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ . . .
» « 1 »
اگر از گناهان بزرگى كه هشدار داده شدهايد دورى گزينيد ، گناهان كوچك شما را از پروندهء عمل شما مىزداييم و شما را در جايگاه ارجمندى در خواهيم آورد .
فرجام كار او
او پس از كشتن قاتلان حسين عليه السّلام و يارانش ، نيروهاى خويش به فرماندهى « ابراهيم بن اشتر » را براى پيكار با سپاه شام به سركردگى « عبيد » گسيل داشت و آنان را نيز شكست داد و سر پليد « ابن زياد » را به مدينه فرستاد .
آن گاه « مصعب بن زبير » كه مدّعى خلافت در عراق بود به جنگ با مختار پرداخت و وى پس از يك جنگ طولانى و فرسايشى ، شكست خورد و در سال 67 ه . ق به دستور مصعب كشته شد . . . پيكرش را با چهار ميخ به ديوار نصب كردند و پس از مدّتى مصعب نيز به دست يكى از بقاياى ياران او از پا در آمد . « 2 » و « 3 »
قم - دفتر فرهنگ و انديشهء اسلامى على كرمى - تابستان 1378
هامش
( 1 ) - سورهء 4 ، آيهء 31 .
( 2 ) - تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 107 و 110 و 159 .
( 3 ) - اولين تاريخ كربلا ، به همين قلم