تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مثير الأحزان ( در سوگ امير آزادى ) ( فارسي ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
( 1 ) أما من ذابّ يذبّ عن حرم رسول اللَّه . » « 1 » خشم خدا بر يهود آن گاه شدّت يافت كه آنان بر خداى يكتا فرزند تراشيدند و بر اين پندار موهوم خويش پاى فشردند . و خشم خدا بر مسيحيان آن گاه سخت گرديد كه به جاى توحيدگرايى و يكتاپرستى به سه‌گانه‌پرستى گرايش يافتند . و خشم خدا بر مجوسيان آن گاه شدّت گرفت كه آنان به جاى خدا ، خورشيد و ماه را پرستيدند . و خشم خدا بر اين قوم تاريك انديش و خشونت طلب آن گاه سخت شد كه با ادعاى دروغين اسلام خواهى و در ستار مسلمانى بر ريختن خون پسر دخت سرفراز پيامبرشان همدست و همداستان شدند . و آن گاه هدف شوم آتش افروزان و ارادهء شكست ناپذير و استوار و پولادين خود و ياران توحيدگرا و پرواپيشه‌اش را بر پايمردى و فداكارى و ايستادگى و شهامت تا ديدار خدا و به خفّت كشيدن استبداد و ارتجاع را بار ديگر يادآور شد و فرمود : به هوش باشيد ! به خداى سوگند من به ذرّه‌اى از خواسته‌هاى ظالمانه و زورگويانهء آنان جواب مثبت نخواهم داد و در برابر ستم و دجّالگرى خواهم ايستاد تا در حالى كه در دفاع از حقوق خويش به خون نشسته و به خون رنگين شده باشم به ديدار خدايم نايل آيم . [ هان ! آيا فريادرسى نيست كه به فرياد ما ، حق طلبان و ستم‌ستيزان ، برسد ؟ آيا كسى نيست كه از حقوق و امنيّت و آزادى و حريم پيامبر و خاندانش دفاع كند ؟ ]

5 - وه ! چه زيبا انتخابى !

( 2 ) هنوز سركرده سپاه اموى با شليك نخستين فشنگ خود ، آتش پر شراره جنگ زشت و ظالمانه حكومت بر ضد گروهى از شهروندان خردورز و خردمند و خواهان اصلاحات و تحول مطلوب و مسالمت آميز به رهبرى بزرگ پيشواى آزادى و عدالت را شعله‌ور نساخته بود كه « حرّ » احساس خطر كرد و با احساس اين خطر ، رو
هامش
( 1 ) - مقتل الحسين عليه السّلام ، عبد الرّزاق المقرّم ، ص 239 .