مىگفت : بار خدايا ! من به بارگاه تو روى توبه آوردهام ، از سر مهر توبهام را بپذير و مرا مورد بخشايش خويش قرار ده ، چرا كه من قلبهاى دوستان شايسته و وارسته و فرزندان پيامبرت را به هراس افكندم .
هنگامى كه به پيشواى آزادى نزديك شد ، آن حضرت رو به او كرد و فرمود :
« من انت ؟ »
شما كه هستى ؟
پاسخ داد : ( 1 ) « جعلنى اللَّه فداك أنا صاحبك الّذى حبستك عن الرّجوع و سايرتك في الطّريق . . .
و أنا تائب إلى اللَّه ممّا صنعت ، فترى لى من ذلك توبة ؟ » حسين جان ! خداى مرا فداى شما سازد ، اى پسر پيامبر ! مرا نمىشناسى ؟
من همان كسى هستم كه شما را از بازگشت به سوى مكّه و مدينه بازداشتم .
همان كسى هستم كه شما را تعقيب نموده و به اين سرزمين بلاخيز آوردم .
همان كسى هستم كه با شما تندى و خشونت نمودم و شما را در اين دشت سوزان پياده كردم .
همان كسى هستم كه راه را بر شما بستم .
امّا هرگز بر اين پندار نبودم كه اين ستمكاران با شما اين گونه رفتار خواهند كرد و پيشنهادهاى دلسوزانه و خيرخواهانه و مسالمت آميز و اصلاحگرانه و حكيمانهء شما را نخواهند پذيرفت .
و اينك اى سالار شايستگان ! پشيمانم و از كردهام ندامت زدهام ، و از آنچه از من سر زده است به بارگاه خدا توبه كردهام . آيا توبهام پذيرفته است ؟
پيشواى آزادى و كرامت فرمود : آرى ، خداى پر مهر توبهات را مىپذيرد و تو را مورد بخشايش قرار مىدهد ، پياده شو ، كه ميهمانى و مورد احترام . پياده شو و كمى آرام گير .
( 2 )
« نعم يتوب اللَّه عليك . »
« حرّ » گفت : حسين جان ! در خدمت ايستادهام و من سواره بهتر مىتوانم انجام وظيفه كنم . اجازه دهيد به همين حال به ميدان بروم و تا توان نشستن بر مركب را دارم ، سواره با آنان پيكار كنم .
مثير الأحزان ( در سوگ امير آزادى ) ( فارسي ) — صفحة 217
مساهمون: على كرمى
ص٢١٧