تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مثير الأحزان ( در سوگ امير آزادى ) ( فارسي ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
مىگفت : بار خدايا ! من به بارگاه تو روى توبه آورده‌ام ، از سر مهر توبه‌ام را بپذير و مرا مورد بخشايش خويش قرار ده ، چرا كه من قلبهاى دوستان شايسته و وارسته و فرزندان پيامبرت را به هراس افكندم . هنگامى كه به پيشواى آزادى نزديك شد ، آن حضرت رو به او كرد و فرمود : « من انت ؟ » شما كه هستى ؟ پاسخ داد : ( 1 ) « جعلنى اللَّه فداك أنا صاحبك الّذى حبستك عن الرّجوع و سايرتك في الطّريق . . . و أنا تائب إلى اللَّه ممّا صنعت ، فترى لى من ذلك توبة ؟ » حسين جان ! خداى مرا فداى شما سازد ، اى پسر پيامبر ! مرا نمىشناسى ؟ من همان كسى هستم كه شما را از بازگشت به سوى مكّه و مدينه بازداشتم . همان كسى هستم كه شما را تعقيب نموده و به اين سرزمين بلاخيز آوردم . همان كسى هستم كه با شما تندى و خشونت نمودم و شما را در اين دشت سوزان پياده كردم . همان كسى هستم كه راه را بر شما بستم . امّا هرگز بر اين پندار نبودم كه اين ستمكاران با شما اين گونه رفتار خواهند كرد و پيشنهادهاى دلسوزانه و خيرخواهانه و مسالمت آميز و اصلاحگرانه و حكيمانهء شما را نخواهند پذيرفت . و اينك اى سالار شايستگان ! پشيمانم و از كرده‌ام ندامت زده‌ام ، و از آنچه از من سر زده است به بارگاه خدا توبه كرده‌ام . آيا توبه‌ام پذيرفته است ؟ پيشواى آزادى و كرامت فرمود : آرى ، خداى پر مهر توبه‌ات را مىپذيرد و تو را مورد بخشايش قرار مىدهد ، پياده شو ، كه ميهمانى و مورد احترام . پياده شو و كمى آرام گير . ( 2 ) « نعم يتوب اللَّه عليك . » « حرّ » گفت : حسين جان ! در خدمت ايستاده‌ام و من سواره بهتر مىتوانم انجام وظيفه كنم . اجازه دهيد به همين حال به ميدان بروم و تا توان نشستن بر مركب را دارم ، سواره با آنان پيكار كنم .