و در پيكارى سخت او را از پا در آورد و او در حالى كه سر را در راه حق و عدالت نثار كرده بود سر بر بستر شهادت نهاد .
از ويژگىهاى انسانى و دينى او اين بود كه بسيار نماز مىگزارد و ارتباطى گرم و دوستانه با خدا داشت و مرد دعا و نيايش و ياد حق بود و ساعاتى از شب را در محراب عبادت مىنشست و با شور و شعور خدا خدا مىكرد .
راستى كه براى اين جوانمرد پر شهامت و شجاعت چقدر شعر آن شاعر دمشقى زيبنده است كه گفت : ( 1 )
و برد صدر السمهرى بصدره * ما ذا يؤثر ذابل في يذبل
سردى سينهء شمشير ، در سينهء او اثر نمىگذارد و حس عدالت خواهى و انتقامگيرى او را آرامش نمىبخشد ، چرا كه تير و نيزه در يك پديدهء سخت اثر نمىنهد . و او آن گاه كه با شمشير عدالتخواهانهاش بر تاريكانديشان تجاوزكار يورش برد ، به درياى مواج و بىكرانهاى مىماند كه تنها با يك جويبار خود ، بر سپاه گرانى هجوم برد .
3 و 4 - ما بر تنهايى شما اشك مىريزيم !
( 2 ) پس از شهادت آن مرد دعا و نماز ، عبد اللَّه و عبد الرحمن غفّارى آماده دفاع از حق و عدالت و پيكار با سپاه ظلمت و بيداد شدند .
[ آنان پيش از رفتن به سوى دشمن به حضور سالارشان شرفياب شدند و ضمن عرض سلام و اظهار ارادت تزلزل ناپذير و استوار خود به آن حضرت گفتند كه بسيار مايل هستند در راه اهداف والاى او و پيشاپيش آن حضرت تا سر حدّ شهادت در راه خدا جانبازى كنند .
حضرت حسين عليه السّلام فرمود : درود بر شما ، نزديكتر بياييد .
به آن حضرت نزديكتر شدند ، در حالى كه از ديدگان اشك مىباريدند .
« فقال عليه السّلام : يا بنى اخى ما يبكيكما ؟ فو اللَّه انّى أرجو أن تكونا بعد ساعة قريرى العين ؟ » حسين عليه السّلام با دنيايى مهر و بزرگوارى فرمود : فرزندان برادرم ! چرا گريه مىكنيد ؟
به خداى سوگند من اميدوارم شما ساعتى بعد ديدگانتان روشن و نورباران گردد و