( 1 ) و اى تحريفكنندگان سخنان پيامبر ! و اى گروه گناهكاران و جنايت پيشگان ! و اى فرو افتادگان از دماغ شيطان ! و اى خاموشكنندگان شيوه و روش نورانى پيامبر ! آيا اين طغيانگران تبهكار و استبدادگر را يارى مىكنيد و دست از يارى ما برمىداريد ؟
آرى ، به خداى سوگند كه اين فريبكارى و پيمانشكنى در شمايان صفتى ديرين است . رگ و ريشهء شما بر آن استوار گشته و شاخههايتان بر آن پيوند خورده و در نتيجه شما پليدترين ميوهاى را مىمانيد كه در گلوى باغبان و نگهبان رنجديدهاش گلوگير است و در كام تجاوزكاران غاصب ، گوارا و لذّت بخش .
پرشكوهترين سمبل آزادى و آزادمنشى
و آن گاه اميد پوچ و شقاوتبار رژيم اموى را براى هميشه به باد داد و مارك ننگ و خفّت را بر پيشانى همهء استبدادگران قرون و اعصار نواخت و حسرت تسليم شدن و دست بيعت سپردن را بر دلهاى سياه و پليدشان نهاد و اين درس بزرگ را به همه آموخت كه ، در برابر شيفتگان قدرت و انحصارگران امكانات خلقها چگونه بايد ايستاد و نه گفت و شهامتمندانه فرمود : ( 2 )
« ألا و إنّ الدعىّ بن الدعىّ قد ركزنى بين اثنتين : بين السّلّة و الذّلّة و هيهات منّا الذّلّة ، يأبى اللَّه ذلك لنا و رسوله و المؤمنون ، و حجور طابت و طهرت ، و أنوف حميّة و نفوس أبيّة من ان نؤثر طاعة اللّئام على مصارع الكرام . . . . »
هان اى مردم !
اى عصرها و نسلها ! به هوش كه اين فرومايه و فرزند فرومايه ، اينك مرا ميان دو راه و دو انتخاب قرار داده است : بر سر دو راهى ذلّت پذيرى و تسليم خفّتبار در برابر فرومايگان و بيدادگران حاكم ، و يا مرگ پر افتخار و با عزّت و سرفرازى ! و چقدر دور است از ما كه ذلّت و خوارى را برگزينيم . خدا و پيامبر او و ايمانآوردگان و روشنفكران و دامانهاى پاك و رگ و ريشههاى پاكيزه و مغزهاى روشن انديش و غيرتمند و جانهاى ستم ستيز و با شرافت نمىپذيرند كه ما فرمانبردارى فرومايگان و استبدادگران پست و رذالت پيشه را بر شهادتگاه رادمردان و آزادمنشان مقدّم بداريم .