بيهوده كارى است ؟
او پاسخ داد : به خداى سوگند كه من هيچ گاه بيهوده گويى و بيهوده كارى را خوش نمىداشتم و مرد جديت و تلاش و هدف و برنامه بودهام ، امّا اينك بخاطر سعادتى كه خداى روزيم ساخته و به سوى سرنوشت پرافتخارى كه در پيش دارم و به سوى آن روانم ، شادمانى مىكنم . آرى ، اين شادمانى و شوخى سنجيده و همراه با رعايت ادب بخاطر آن است و نه از سر غفلت و ناآگاهى و يا از روى بيهودى كارى و بيهوده گويى .
و اين هم آماده باش براى دفاع قهرمانانه
( 1 ) در اردوگاه نور و رستگارى نيز حسين عليه السّلام بر اسب پيامبر سوار شد و ياران راه و رسم پر افتخار خويش را براى دفاع قهرمانانه آماده ساخت ! آنان را - كه در شمار چهل و پنج تن سواره نظام و يك صد تن پياده نظام بودند - به سبكى جالب ، نظام بخشيد و آن گاه فرمان آماده باش داد .
خود بر مركب نشست و به آنان دستور داد تا در اوج آمادگى دفاعى براى رويارويى با هر گونه تجاوز و شرارت دشمن ، سراپا گوش و هوش باشند و خود بار ديگر گام به پيش نهاد و به سپاه اموى نزديكتر شد و به آنان فرمان سكوت و شنيدن داد [ و دلسوزانه و پيامبرانه و خيرخواهانه و طبيبانه و مسالمتجويانه و اصلاحطلبانه درسى ديگر آغاز كرد و به نورافشانى ديگرى پرداخت ؛ بدان اميد كه با دم مسيحايى خويش مردگان و مسخشدگان را زنده كند ، وجدانهاى خفته را بيدار سازد ، فطرتهاى خمود را به تحرّك وادارد ، انديشههاى غفلت زده را هشيار سازد ، مغزهاى دستكارى شده را اصلاح كند ، و آفتها و ميكروبهاى مرگبار تعصّب و دنبالهروى كوركورانه از سردمداران ، و فتنهجويى و انتقام كشى و تاريك انديشى و خشونتطلبى و شخصپرستى و آفت شرك و كيش شخصيت را از اعماق جان و روح آنان بزدايد . . . اى هزاران درود و سلام بر اين انديشهء اصلاحطلبانه و اين منش بشر دوستانه و اين مهر پيامبرانه . ]
هنگامى كه سكوت همه جا سايه افكند ، آموزگار عاشورا دگرباره زمام سخن را به كف گرفت و پس از ستايش خدا و سپاسگزارى شايسته و بايسته به بارگاه او و نثار