تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مثير الأحزان ( در سوگ امير آزادى ) ( فارسي ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
دشمن رها كنيم و برويم ؟ ( 1 ) « نحن نخلّيك و قد أحاط بك العدوّ ؟ لا أرانا اللَّه ذلك أبدا حتّى أكسر في صدورهم رمحى ، و أضربهم بسيفى ، و لو لم يكن لى سلاح لقذفتهم بالحجارة ، و لم أفارقك . » نه ، به خداى سوگند چنين نخواهد شد ، خداى چنين روزى را نشان ندهد . من از شما جدا نخواهم شد تا با همهء توان و قدرت ، نيزهء خويش را بر سينهء دشمنان حق و عدالت بشكنم و سينهء آنان را بشكافم ، تا با شمشير خويش با آنان پيكار كنم و بر فرق ستم و استبداد بكوبم و اگر سلاحى نداشته باشم با سنگ و كلوخ و چنگ و دندان با تجاوزكاران و سپاه ظلمت و اختناق خواهم جنگيد ، و تا جان در بدن دارم شما را رها نخواهم ساخت ، تا با تو و در كنار تو و در راه آرمان و هدف والاى تو جان ناقابل خويش را فدا كنم ؛ نه ، هرگز تو را رها نخواهم ساخت ! 5 - پس از او شخصيّت دانش و پيكار ، « سعد بن عبد اللَّه حنفى » بپاخاست و ضمن بيان وفادارى و ايمان تزلزل ناپذير خويش گفت : نه ، به خداى سوگند هرگز تو را ، اى فرزند گرانمايهء پيامبر ! رها نخواهيم ساخت و دست از يارى تو برنخواهيم داشت تا در پيشگاه خدا ثابت كنيم و او را گواه بگيريم كه سفارش نياى گرانقدرت پيامبر را در حقّ شما آن‌گونه كه در توانمان بود ، رعايت كرديم . [ سالار من ! به خداى سوگند اگر بدانم كه در راه شما كشته مىشوم و آن گاه پيكرم به آتش كشيده مىشود و باز زنده شده و زنده زنده به آتش بيداد كشيده مىشوم و خاكسترم را بر باد مىدهند و هفتاد بار با من چنين مىنمايند ، باز هم هرگز از شما جدا نخواهم شد و دست از ياريتان برنخواهم داشت و پس از هر بار زنده شدن باز هم به يارى شما خواهم شتافت . با اين بيان و اين ديدگاه چگونه اينك تا پاى جانفشانى و شهادت شما را همراهى نكنم ؟ در صورتى كه مىدانم اين مرگ و شهادت پرافتخار در اين سرزمين يك بار بيشتر نيست و پس از آن ، رسيدن به نيكبختى جاودانه و نعمتهاى گران و كرامت هميشگى خواهد بود و روسفيدى و كاميابى و همنشينى با پيامبران . ( 2 ) « و قام « سعد » . . . فقال : لا و اللَّه يا ابن رسول اللَّه لا نخلّيك أبدا حتّى يعلم اللَّه إنّا قد حفظنا فيك وصيّة رسوله محمّد . . . . » 6 - پس از او قرآن‌شناس روشنفكر و آگاه و مرد انديشه و جهاد ، جناب « زهير » بپاخاست و ضمن بيانات شور آفرينى گفت : هان اى سالار من ! فرزند گرانمايهء پيامبر !
مثير الأحزان ( در سوگ امير آزادى ) ( فارسي ) — صفحة 196 | على كرمى / ابن نما الحلي