به خداى سوگند دوست داشتم كه در راه دفاع از راه و رسم افتخار آفرين و آرمان توحيدى و انسانى شما هزار مرتبه به خاك و خون كشيده شوم ، و نيز اى كاش با نثار جان ناقابل من ، جان گرامى شما و اين جوانمردان عرصههاى اصلاح و انديشه و ايمان ، اين برادران شجاع و برادرزادگان و خاندان و فرزندانت از خطر دشمن نجات مىيافت ! ( 1 ) « ثم قام زهير . . . فقال : و اللَّه يا ابن رسول اللَّه لوددت انّى قتلت ثم نشرت الف مرّة . . . . »
7 - و سرانجام پس از تأكيد بر پايمردى و پايدارى در دفاع از حقّ و ايستادگى قهرمانانه در برابر خودكامگى و شقاوت از سوى شخصيّتهاى فرزانهء اهل بيت و بزرگان اصحاب بود كه همه با هم بپاخاستند و آنچه را نمايندگان فكرى و عقيدتى آنان از پرچمدار دلير و پرواپيشه كربلا گرفته تا « زهير » ، با شور و حرارت و بينش و درايت تحسين برانگيز خويش به صورت فردى به زبان آورده بودند ، همگى بر آن پاى فشردند و گفتند :
« به خداى سوگند شما را رها نخواهيم ساخت و تا پاى جان با شما خواهيم ايستاد » . ] « 1 »
آماده باش عمر براى پيكار
( 2 ) شب عاشورا به گونهاى كه ترسيم شد گذشت و بامداد هنوز از راه نرسيده و خورشيد از دريچهء مشرق سر بر نياورده بود كه سر كردهء شب پرستان به سپاه تجاوزكار و خشونت كيش خويش آماده باش داد و به سازماندهى آنان پرداخت تا صد در صد براى كارزار آماده گردند .
او « عبد اللَّه عامرى » را به فرماندهى گروهى از مدينه تباران سپاه يزيد گماشت ، و « ربيعة بن قيس » را به سركردگى كنديان و ربيعيان ، و « عبد الرحمن جعفى » را به فرماندهى مذحجيان و اسديان ، و عنصرى پليد از بنى تميم را به فرماندهى تميميان و همدانيان برگزيد .
آن گاه « عمرو زبيدى » را به سركردگى جناح راست سپاه ، و « شمر » را به سركردگى جناح چپ ، « عروهء احمسى » را به فرماندهى سواره نظام ،
هامش
( 1 ) - مترجم .