ماجراى نانها
اين ماجرا با سلسله سندهاى متصل از سوى سنى و شيعه نقل شده است . در استيعاب مىنويسد : ابو الاصبغ عيسى بن سعيد بن مقرى يكى از معلمان قرآن از ابو بكر بن احمد بن محمد بن قاسم در منزلش در بغداد از ابو بكر احمد بن موسى بن عباس بن مجاهد مقرى در مسجدش از عباس بن محمد دورى از يحيى بن معين از ابو بكر بن عياش از عاصم از زر بن حبيش نقل كرده كه گفت : دو تن براى خوردن غذا بر يك سفره نشستند . با يكى از آنان پنج قرص نان و با ديگرى سه قرص نان بود . هنگامى كه نانهاى خود را براى خوردن بر سفره گذاردند ، مردى نزديك آنان آمد و سلام گفت . آن دو وى را بر سر سفرهء خود ميهمان كردند .
آن مرد دعوت آنان را اجابت كرد و با آن دو مشغول خوردن شد و هرسه ، تمام هشت گردهء نام را تناول كردند . آنگاه مرد ميهمان برخاست و هشت درهم به آن دو مرد داد و گفت . اين هشت درهم در عوض غذايى است كه آن را با شما تناول كردم . براى تقسيم اين هشت درهم بين آن دو مرد اختلافى روى داده ، كسى كه پنج گردهء نان داشت به رفيق ديگرش گفت : سهم من از اين پول ، پنج درهم و سهم تو سه درهم است . پس دوست او گفت : من بدين تقسيم راضى نيستم ، مگر آنكه اين هشت درهم به طور مساوى در بين ما تقسيم شود و سرانجام آنان براى داورى به على ( ع ) مراجعه و ماجراى خود را نقل كردند . آن حضرت پس از شنيدن ماجراى آنان ، به كسى كه سه گردهء نان داشت روى كرد و گفت : دوست تو سه درهم به تو پيشنهاد كرده و نان او از تو بيشتر بوده ، پس بهتر است به گرفتن سه درهم راضى شوى . اما او در جواب گفت : به خدا راضى نيستم مگر با اجراى حق . على ( ع ) به او فرمود : اگر حق را بخواهى سهم تو بيش از يك درهم نخواهد بود . و دوست تو هفت درهم باقى را صاحب مىشود . مردى كه سه گردهء نان داشت ، تعجب كرد و گفت : سبحان الله ! او سه درهم به من داد ولى من نپذيرفتم ، تو نيز به گرفتن اين سه درهم توصيه كردى ، باز من قبول نكردم ، حال مىگويى اگر عادلانه قضاوت كنى بيش از يك درهم به من نمىرسد ؟ حضرت فرمود : دوست تو مىخواست از راه مصالحه به تو سه درهم دهد ولى تو گفتى جز با اجراى حق به اين تقسيم رضا نمىدهى . حال بايد بدانى اگر حق اجرا شود تنها يك درهم از آن پول متعلق به تو خواهد بود .
مرد گفت : دليل آن را برايم بازگوى تا بپذيرم . على ( ع ) فرمود : آيا هشت گردهء نان را كه خوردهايد ، نمىتوان به بيست و چهار تكه تقسيم كرد ؟ شما سه تن بودهايد و نمىدانيد كه چه كسى بيشتر و يا كمتر خورده است ، بنابراين به ناچار مىگوييم همه به يكسان از اين نانها تناول كردهايد ؟ مرد گفت : آرى . على ( ع ) فرمود : پس تو هشت تكه خوردهاى ، درحالىكه 9 تكه از نانها از آن تو بوده است . دوست تو نيز 8 تكه خورده ، درحالىكه 15 تكه از نانها